دوستاران همين دهرند و با آن ساخته * ( خويشتن را بر عذاب سرنوشت انداخته )
حال آنكه حقّ را ديدند و باور داشتند * ( حجّتى روشنتر از خورشيد در برداشتند )
از زبان من شنيدند آشكارا طيّبات * گوش بر من داشتند از آنچه گفتم بيّنات
عدل را با استناد از ما تقبّل داشتند * راستى را بر مراد خود ، روا پنداشتند
آنچه قرآن گفته بود و ما ، پذيرفتند بيش * جاى دادند عاشقانه در وعاء قلب خويش
همچو دانستند آنكه پيش مايند از انام * جمله يكسانند در سهم و حقوق و احترام
دور گشتند از تو ايشان ، بهر كسب بيشتر * ( كاش بودند اى دريغا جمله دور انديشتر )
علّتى ديگر به اعراض و فرار اين رجال * ازدياد ثروت است و مال افزون روى مال
پس نبايد داشت ، از اين قوم ، حسن انتظار * دور باشند و برى از بذل و فضل كردگار
يا سهل : بر خدا سوگند ، ايشان از ظلم نگريختند و به عدالت نيز نپيوستند .
نيستند ايشان فرارى و گريزان از ستم * طىّ اين سودا نپيوستند بر حق نيز هم
خواستاريم اندرين امر خلافت از إله * كز سر ما دست يارى بر ندارد هيچگاه
سهل سازد معضلات امر ما را بىدريغ * از تحرّى پر نمايد عمر ما را بىدريغ
راه ناهموار را هموار سازد بهر ما * باصلاح خود ، ترا هميار سازد بهر ما
از خداى خويش ( ناهى ) خواستارم در حيات * سهل سازد صعب را بر ( سهل ) روى التفات
پايان نامهء 70