در بيار او را بهمّت روى امر كردگار * واجبات امر را در گردن او وا گذار
چونكه هر كس را بانجام فرائض چاره نيست * ( پس در اين صورت ، ترا هم عذر در اين باره نيست )
( هر فريضه ، بار سنگين است بهر آدمى * هر زمان هر دم ، چه وقت غم چه وقت خرّمى )
بر حذر باش ، از اينكه مرگ ترا دريابد ، در حالى كه از اطاعت كردگار دورى و بمال اندوزى مجرور « 1 »
8 بر حذر باش از هجوم حند مرگ بىامان * آن زمانكه دفعتا سوى تو آيد ناگهان
ليك آنگه بر مضامين وظيفه جاهلى * در خور پروردگار خود ز طاعت غافلى
( آن زمان كه حسّ دنيا دوستى و حبّ مال * سخت مشغولت نموده از خداى ذو الجلال )
دور باش از فاسقان و فاجران روزگار * ( مىندار از دست دو نان چشم نيكى انتظار )
( كارهاى فاسقان با فسق بر سر مىرسد ) * گر تو با ايشان نشينى شرّ بر شر مىرسد
وقّر اللّه و احبب كلّ يوم كلّ حال * و احبب الاحبابه حين سرور او ملال
از غضب اعراض كن ، با جند شيطان همره است * ( بر زيان اين غريزه كلّ عالم آگه است )
( با چنين جند توانگر ، تار و مارت مىكند * با كمى غفلت ، دمار از روزگارت مىكند )
زنده باشى گر چنان كه بر تحيّت اجدرى * ( ناهيا ) بر دوستانت باد ، مجد و برترى
پايان نامهء 69
هامش
( 1 ) كشيده شده يا جلب شده