آرزوى آن مكن جز روى شرطى استوار * ( گاه و ناگه كاروانانيم در اين رهگذار )
( آرزوى مرگ ، آنگه بر اساس منطق است * كاحتمال توشه بردارى صحيح و صادق است )
بر حذر شو زان عمل كه مىكنندش در نهان * گر عيان دارند بار رو سياهى دارد آن
دور باش و فارغ از كردارهاى ناپسند * آنچه بر خود مىپسندى بر مسلمانها پسند
ليك گر چيزى براى خود بدانى ناروا * ديگرى را نيز مىدان ، ناروا و ناسزا
اى حارث : بترس از كاريكه اگر از فاعل آن سئوال شود كه چرا چنين كارى انجام دادى انكار نمايد و عذر بخواهد
3 بر حذر باش از امور ناپسند و ناروا * آن امورى كه اگر پرسند از تو ماجرا
كز چه رو كردى چنين كار منافى با صواب * در ميان ، معذور و شرمنده نباشى در جواب
( از سخن چينى بپرهيز و ز غيبت دور باش * از دروغ و ظلم و بدگوئى و نخوت دور باش )
آنچه پيشت ارجمند است و نشان اعتبار * از ممرّ تير بدگو ، دور دارد و بر كنار
( حفظ مىدارى چنان كه جان خود را از مرض ) * حافظ ناموس خود باش ، از گزند هر غرض
آنچه از مردم شنيدى بين اين و آن مگو * ( بلكه آن را حفظ كن در خويش همچون آبرو )
شايد آن اقوال دارد رنگ و بوئى از دروغ * ( اى بسا كه باشد اين صدق و درستى بىفروغ )
( آنزمانكه از تأمّل باز ماندى در سخن * احتمالا گفتهات از كذب دارد پيرهن )
آنچه مىگويند مردم ، اطّلاع و آگهى است * گر دروغ و كذب دانى ، باز جاى ابلهى است
( اى بسا گويندگانش مر ترا گفتند راست * گر تو انكارش نمائى ، جهل و امرى نارواست )
اى حارث : غيظ خود را فرو بر ، و هنگام توانائى و قدرت درگذر ، و در تندخوئى ، بردبارى به كار بر :
4 غيظ خود را كظم كن ، از جرم مردم درگذر * در زمان تندخوئى ، بردبارى كار بر
اجتنابآور ز كيفر ، در زمان اقتدار * ( انتقام و زشتخوئى را بدشمن وا گذار )