تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢

نامهء 68 از نامه‌هاى آن حضرت بسلمان فارسى

( قدّس الّه روحه كه ) از خواصّ رسولخدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) و از بزرگان مسلمانان و از شيعيان امير المؤمنين عليه السّلام است . لطفا بقيّه عنوان را از كتاب بخوانيد .
1 بر خداوند يگانه حمد بيرون از شمار * شاد باش جاودانه ، برسول ( ص ) بردبار در مثل ، اين گيتى غدّاره باشد همچو مار * جلد آن ترد است و نرم ، آب دهانش سم‌ّدار پس چنين غدّاره بر عاقل ندارد اعتبار * تا توانى خويشتن را از كنارش دور دار بر حذر شو زانچه در دنيا غرورت مىدهد * ( كثرت اموال و فرزندان سرورت مىدهد ) از متاع آن نخواهى برد با خود جز كفن * ( پس در انجام تكاليف ، از افاده دم مزن ) غصّه‌هاى مرگبارش را مينداز اندرون * ( بلكه آن‌ها را بينداز ، از درون خود برون ) دمبدم هر لحظه در تغيير حال است اينجهان * باورت باشد كه جاى انتقال اين جهان ( پس يقينا زندگانى با جدائى همره است * هر كه بر آن دل ببندد ، آشكارا گمره است ) ( خاطر خود را مكن مجذوب دنيا چون در آن * در نظام آفرينش ، من عليها كلّ فان )
هرگاه انس و الفت دنيا برايت بيشتر گرديد از آن بترس و بر خود دور انديش‌تر باش
2 ( آنچه مىگويم ز راه خير خواهى ، گوش‌دار ) * الفت دنيا چو افزون گشت در دل ، هوش‌دار صاحب دنيا چو بر آن ميل كرد و دل بسود * پيش پاى او بر آرد ، مشكلاتى بر وجود گر بان الفت بيفزود و براهش دل نهاد * مىدهد بر مشكلات او دمادم ازدياد اخذ كردى گر بزعم خويش از وى اعتماد * بسته سازد روى تو راه اميد و انقياد