نامهء 58 از نامههاى آن حضرت بساكنان شهرها ،
كه معطوف بر سر گذشت خود با مردم شام در جنگ صفين است .
1 ابتداى امر ما ، با اجتماع اهل شام * آن نبود الّا ، سيوف جنگ بيرون از نيام
حال آنكه ظاهرا پروردگار ما يكى است * دين ما پيغمبر ما ، كردگار ما ، يكى است
دعوت اسلامى ما بهر يزدان هم يكى است * ( نحوهء تبليغمان ، در كسب ايمان هم يكى است )
( در هدايت مشترك بوديم و در دين مشترك * در خصوص رستگى و كيش و آئين مشترك )
ما از ايشان طالب ايمان نبوديم آنچنان * بر خداوند جهان و بر رسول مستعان
تا كه افزايش دهند ايمان خود را بر خدا * كثرت ميل و گرايش بر رسول مصطفى ( ص )
اين تمنّا را ز ما طالب نبودند همچنين * تا گرايش را بحقّ ، افزون كنيم و بر يقين
گر چه در باطن نياوردند ايمان بر رسول ( ص ) * بلكه بودند از فرامين پيغمبر هم ملول
ليك در ظاهر مدارا بود و ما را ائتلاف * در فضاى ما نمىپيچيد بوى اختلاف
جز كه بوى قتل عثمان و دخان اتّهام * كانحصارا دور بوديم از مكان اتّهام
چون خون عثمانرا بهانه قرار داند ، گفتم بيائيد با اطفاء حريق فتنه ، و ايجاد فضاى آرامش ، مشكل خود را چاره كنيم . امّا ! لطفا توجّه فرمائيد .
2 بىبهانه خون او را عذر مبهم ساختند * موجبات جنگ را با ما فراهم ساختند
( آن زمانكه جاگزين شد فتنه جاى انتظام ) * پى به ايشان اين سخن گفتيم ، روى التزام
همّتى تا آتش فتنه بخوابانيم زود * مر شما را آوريم امر حياتى بر وجود
چارهء مشكل كنيم اكنون كه داريم اختيار * چونكه ناممكن بود اين كار بعد از كارزار