نامهء 47 از نامههاى آن بزرگوار به حضرت حسن و حسين عليهما السّلام است ، آنزمان كه ابن ملجم ، تيغ زهرآگين بر فرق آن حضرت فرود آورده بود .
1 بر شما دلبند خود ، از دل نصيحت ميكنم * سيرهء پرهيزكارى را وصيّت ميكنم
طالب دنيا نباشيد و مريد و پايبند * ( دل سپاريد و روان بر پندهاى دل پسند )
همچنان جوياى اين دنيا نباشيد اينكه او * گر شما را هم بجويد از طريق آرزو
( يعنى بر كالاى دنيا دل نبندد ، هيچكس * گر چه كس را با فراوانى بيفتد دسترس )
گر برفت از دستتان چيزى چه اندوه است و غم * بلكه تقوى را بسى دانيد بر خود مغتنم
خلق را باشيد مردانى صديق و راستگو * ( راست گوئيد و درستى را نمائيد آرزو )
در عمل باشيد با پاى صداقت پيشگام * تا بپاداش نكوكارى بيابيد اختتام
از ستم دورى كنيد و با ستمگر دشمنى * بر ستمديده اعانت آنچه قرآن سنت قال نى
شما را و جامعه فرزندان و اهل بيت و كسانى كه نوشتارم را خواند ، بتقوى سفارش مسى نمايم .
2 من شما را دانم اكنون پارهاى از جان خويش * ميكنم دعوت بتقوى ، كلّ فرزندان خويش
همچنان آنان كه با من در گرايش ماندهاند * از كتاب و نامههاى من نكاتى خواندهاند
جملگى را ميكنم دعوت بنظم كارشان * ( آنچه باشد در توان و قدرت افكارشان )
در خصوص سازش و اصلاح بين چند تن * ( از طريق همّت و اقدام چندين مؤتمن )
من شنيدم جدّتان فرمود ما را اين بيان * ( در خور اصلاح ذات البين قولى جاودان )
پيش ايزد ، صلح ذات البين ، اجرش در معاد * بهتر و افزونتر از كلّ صلاة و صوم باد