اندوهى در وجود من مشاهده شود ، تا دشمنى شاد و خرّم و دوستى غمگين و اندوهگين گردد . ( پس از اينرو درد دل و رنجش درون را پنهان ميدارم و از قريش سخن در ميان نميآورم و چيزى اظهار نميكنم . )
گفته من بر قريش افزونتر آيد در بيان * ليك از آن آوردهام مقدار لازم بر بيان
شعر عبّاس ابن مرداس از حقيقّت سر زده * آنچه گفتم در نوشتارش به برگ زر زده
شور عشق ، او را بجنبانيد از جا در فراق * تا بمعشوقش چنين گفت از طريق اشتياق
گر بپرسى از من اى معشوق چونى ؟ در جواب * گويم اى محبوب ، در سختى صبورم در شباب
سخت باشد بر من اينكه در عذارم گرد غم * باشد و ياران از آن باشند جمله در الم
يا از آن غم شاد گردد خاطر هر دشمنى * صلب گردد از من و ياران نشاط و ايمنى
( زين جهت بحثى ندارم از قريش و حاميان * رنجش خود را نياوردم از آنها در ميان )
( ناهيا ) كيفر ببايد داد افزون بر قريش * چون كه خود را قطع كردند از ولايت روى طيش
پايان نامهء 36