تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
هرگز از اظهار غيرت دم مزن كاين كار تو * بدگمانى آفريند در زنان دار تو از حريم زندگانى بدگمانى دور دار * بد زبانى را ز بزم زندگانى دور دار در حرمخانه نبايد ، بد خيالى جا زند * ليك بايد لينت و حسن تفاهم پا زند
اى فرزند عزيز و دلبند گرامى اقرباى خود را محترم دار و كارها را بين زير دستان تقسيم نما .
64 هر يكى از زير دستان را بكارى بر گمار * همچو مسئوليّت آن را برايش واگذار باز دارد كارها را از تواكل اين روش * مىنمايانند بر تو ، راندمان كار خويش اقربا را محترم دار و ببخشا برترى * بهر تو هستند بال و پر كه با آن ميپرى همچنان اصل تو مىباشند و يار و ياورت * در بلنداى نسب بنيان و الا گوهرت دست تو باشند در دعوا عليه دشمنان * از هجوم ناكسان همواره باشى در امان 65 دين و دنياى ترا بر حق وديعت گفته‌ام * اندر اين اقدام شايان راه جدّى رفته‌ام بهترين فضل خدا را بر تو دارم مسئلت * آرزويم بر تو فيض اين جهان و آخرت
( چند بيت شعر از اين شاعر حقير بحضور مشتاقان نهج البلاغه )
گوهر بحر فضيلت كى پذيرد اختتام * گر رود دنيا و ماقيها بسوى انهدام پند دلسوزانهء مولى امير المؤمنين * همچنان باشد بفرزندان و جمع مسلمين طىّ تقرير و بيان لعل و در افشاند از قلم * كاندرين نامه نكات جالبى را زد رقم با بيانى خوب و شيوا خير خواهى ياد داد * تا چنين دارد پدرها بر پسرها پند ياد اى جوان اين پندها را از دل و جان يادگير * از جهالت دور ميمانى بپند دلپذير ( ناهيا ) نهج البلاغه گنج درّ و گوهر است * در دل هر صفحه آن ماجراى اكبر است
پايان نامهء 31