تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ نامه علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
مجيد پيدايش و پيشرفت اين علم را باعث گرديده است . واژه « اعجاز » و « معجزه » از باب افعال و از ريشه « عجز » است . ابن فارس در يك كتاب خود تنها معناى « ضعف » را براى عجز ياد كرده « 1 » و در ديگر كتاب خود « مؤخّر الشىء » ( آخر و عقب چيز ) را افزوده است « 2 » . در كاربرد اعجاز ، « أعجزنى فلان » : از طلب و ادراك او عاجز و ناتوان شدم « 3 » . و « أعجزت فلانا » : او را عاجز و ناتوان يافتم « 4 » ، آمده است . در كاربردهاى قرآنى « اعجاز » به معناى لغوى است . مانند
قالَ يا وَيْلَتى أَ عَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هذَا الْغُرابِ . . .
( مائده / 31 ) . . . [ قابيل ] گفت : واى بر من ، آيا عاجزم كه مثل اين زاغ باشم . . . ؛
وَ أَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ نُعْجِزَ اللَّهَ فِي الْأَرْضِ وَ لَنْ نُعْجِزَهُ هَرَباً
( جن / 12 ) و ما مىدانيم كه هرگز نمىتوانيم در زمين خداى را به ستوده آوريم ، و هرگز او را با گريز [ خود ] درمانده نتوانيم كرد ؛
إِنَّ ما تُوعَدُونَ لَآتٍ وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ
( انعام / 134 ) قطعا آنچه به شما وعده داده مىشود آمدنى است ، و شما درمانده كنندگان [ خدا ] نيستيد ؛
قالَ إِنَّما يَأْتِيكُمْ بِهِ اللَّهُ إِنْ شاءَ وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ
( هود / 33 ) گفت : خداست كه اگر بخواهد ، آن را براى شما مىآورد و شما عاجزكننده [ او ] نخواهيد بود و در ده كاربرد ديگر . « اعجاز » در اصطلاح انجام امرى خارق العاده ( خلاف معمول ) ، همراه با تحدّى ( درخواست همانندآورى ) و سالم از معارضه ( در امان از باطل ) است كه توسط مدّعى منصب الهى ( پيامبر ) ، به اذن و قدرت خداوند و به عنوان دليلى بر صدق ادّعا و رسالتش واقع مىشود . و آن امر - با شرايط ياد شده - « معجزه » است . « 5 »

1 . پيدايش و تطور اعجاز قرآن

اين شاخه علمى نيز ريشه در قرآن مجيد دارد . جاى آن را بايد در آيات تحدى و همآوردطلبى سراغ گرفت . آيات تحدى را ( با وجود اختلاف در ترتيب آن ) چنين مىتوان گزارش كرد :
قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ
هامش
( 1 ) . مجمل اللغة ، 648 . ( 2 ) . مقاييس اللغة ، 4 / 232 . ( 3 ) . خليل ، 1 / 215 ؛ ابن فارس ، همانجاها ؛ ابن منظور ، 9 / 57 - 58 . ( 4 ) . ابن فارس ، مجمل اللغة ، همانجا ؛ ابن منظور ، همانجا . ( 5 ) . سيوطى ، الإتقان ، 4 / 4 ؛ حمصى ، 7 ؛ خوئى ، 43 ؛ زرقانى ، 1 / 73 ؛ معرفت ، التمهيد ، 4 / 16 .