تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ نامه علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
آيات صفات خداوند متعال بارزترين نمونه‌هاى آن آيات است . هرچند تعداد دقيق آيات متشابه به دويست آيه نمىرسد « 1 » و اين حدود يك‌سىام آيات قرآن است اما بخش عمدهء تأليفات و مطالب اين علم به آيات متشابه محدود است .

1 . پيدايش و سير تطور محكم و متشابه

قرآن مجيد ، سبب پيدايش اين دانش شده است . آيه شريفهء
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ
( آل عمران / 7 ) اوست كسى كه اين كتاب [ - قرآن ] را بر تو فرستاد . پاره‌اى از آن ، آيات محكم [ - صريح و روشن ] است . آنها اساس كتابند ؛ و [ پاره‌اى ] ديگر متشابهاتند [ كه تأويل پذيرند ] . اما كسانى كه در دل‌هايشان انحراف است براى فتنه‌جويى و تأويل و توجيه‌طلبى [ به دلخواه خود ] متشابه آن را پىجويى مىكنند ، با آن‌كه تأويلش را جز خدا و ريشه‌داران در دانش كسى نمىداند [ آنان كه ] مىگويند : « ما بدان ايمان آورديم ، همه [ چه محكم و چه متشابه ] از جانب پروردگار ماست » ، و جز خردمندان كسى متذكر نمىشود به روشنى بر وجود آيات محكم و متشابه و تقسيم آنها دلالت دارد . همين آيه ، پيدايش و شكل‌گيرى علم و اصطلاح محكم و متشابه را باعث شده است . كاربردهاى ديگر اين كلمه در قرآن ، به معناى واژگانى نزديك‌تر است : ؛
الر كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ
( هود / 1 ) الف ، لام ، راء ، كتابى است كه آيات آن استحكام يافته ، سپس از جانب حكيمى آگاه ، به روشنى بيان شده است . براساس اين آيه شريفه همهء قرآن محكم است . احكام در آيه
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
( حج / 52 ) و پيش از تو [ نيز ] هيچ رسول و پيامبرى را نفرستاديم جز اين‌كه هرگاه چيزى تلاوت مىنمود ، شيطان در تلاوتش القاى [ شبهه ] مىكرد . پس خدا آنچه را شيطان القاء مىكرد محو مىگردانيد ، سپس خدا آيات خود را
هامش
( 1 ) . معرفت ، التمهيد ، 3 / 14 .