آنگاه محدثان و مفسران و عالمان قرآن و متكلمان در آثارشان ، اين شاخه طيبهء برآمده از قرآن را پروراندند و آن را به شاخهاى تنومند و برومند سامان دادند و شاخساران آن را از ديرباز بر سر بيماردلانى نواختند كه با هدف فتنهانگيزى ، تأويل نادرست آيات متشابه را جويا گرديدند .
نگاشتههاى اين دانش رويكرد تشابه معنوى و زدودن زنگار تشابه از مختصر آيات متشابه و نيز تشابه لفظى دارد . هرچند آثار زيادى كه اين عنوان را بر خود دارد از ميان رفته است و محتواى آن روشن نيست .
متشابه ، در نيمهء نخست سدهء دوم قمرى به صورت علمى جداگانه درآمد . پيشگام نگارش ويژه اين مبحث ، مقاتل بن سليمان ( 150 ق ) است . « 1 » دو اثر ديگر اين سده ، يكى به صورت ذكر نام و ديگرى به صورت نسخهء خطى به جاى مانده است .
در سدهء سوم ، بازار تأليف رونق گرفت . از نه عنوان ياد شده ، تنها دو نسخهء خطى و يك اثر چاپى به دست رسيده است و ديگر آثار از ميان رفته است ، تأويل مشكل القرآن ، ابن قتيبه ( 276 ق ) مهمترين اثر اين سده و اولين تأليف با نام « مشكل القرآن » است .
سدهء چهارم بلنداى نگارش در اين دانش است هرچند از يازده عنوان ياد شده ، بيشتر آنها از بين رفته است و تنها دو نسخهء خطى باقى مانده است .
در قرن پنجم ، سه عنوان چاپى ، دو نسخه خطى و دو ذكر عنوان ، وضعيت آثار اين علم است .
در سده ششم ، ده عنوان در اين علم ياد شده است . از آن ميان ، چهار عنوان تنها با ياد نام ، پنج نسخه خطى و دو تأليف انتشار يافته است . البرهان في توجيه متشابه القرآن ، كرمانى ( حدود 505 ق ) يكى از آن دو است .
در قرن هفتم ، هفت عنوان تنها با ذكر نام ، دو نسخهء خطى و چهار تأليف چاپى به جاى مانده است . السخاوية از سخاوى ( 643 ق ) اثر منظوم اين علم است كه چند شرح بر آن نوشته شده است .
در سه سده هشتم ، نهم و دهم ، تنها سه نسخه و شش اثر چاپ شده ، به دست رسيده است .
هامش
( 1 ) . نك : فهرست بخش نخست همين علم .