تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦

خطبهء 16

از سخنان آن حضرت عليه السّلام كه در موقع بيعت مردم شهر مدينه با آن جناب فرموده است : ذمّتى بما اقول رهينة من در گرو سخنانى هستم كه مىگويم و درستى آنها را ضمانت مىنمايم
( 1 ) آنچه گفتم گردنم باشد مر آن را در رهين * در ضمانت بهر آن بالا كشيدم آستيم ( اينكه در اقوال من باطل ندارد هيچ راه * حسن رفتارم به اين گفتار معقولم گواه ) بر كسى كه رو كشد او را ملاحم همچو سيل * غم مباد هرگز اگر تقواست او را يك دليل گر بتقوا متكى شد ، شبهه اندر كار نيست * ( در تميز واقعيّتها محن در كار نيست ) ( آن زمان ديگر نگردد حق بباطل اشتباه * روشن آيد بر مراد او كريو و راه و چاه ) ( 2 ) بر شما عودت نموده اختلافات و محن * آن چنان كه بود در عصر رسول مؤتمن ص بار ديگر رشد كرده ريشه‌هاى اختلاف * از قبيل جهل و نادانى برغم ائتلاف ( 3 ) روى تقوا ميخورم سوگند بر ذات خدا * آنكه تقديسش كنند اهل السّماوات العلى و انكه كرده مصطفى را بر نبوّت انتخاب * و آنكه فرموده على را بر ولايت انتساب جملگى يكباره درهم مىشويد آميخته * در ته غربال حق از هم جدا و بيخته پس شما را جمع ميدارند و درهم مىزنند * آن چنان كه محتواى ديك ، درهم مىزنند تا كه باشد خوارتان صاحب جلال و ارجمند * ( از حضيض زندگى يابد مقام بس بلند ) ليك اخيار شما باشند خوار و بىبها * ( بهرهء ايشان از اين دهر بد اختر انزواء ) آن كه او را ارزشى در عصر پيغمبر نبود * جهل و كوتاهىتان بر ارزش آن بر فزود و آن كه او را اعتبارى بود و ارج و اعتماد * ( لا جرم او نيز بر بيچاره بودن دل نهاد )