تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 827

مساهمون:

ص٨٢٧
آنچه باقى ماند و بر جا از گروه باغيان * همچو فرزند ابوسفيان و ديگر ياغيان گر خدا فرصت دهد گيرم ز ايشان اقتدار * ( بهرشان تاريكتر سازم فضاى روزگار ) جز قليلى از همين جرثومه‌هاى بدلقاء * گر نهان باشند در اطراف شهر و روستا
( نطفهء عرب را در عنفوان عقد خفه كردم )
( 60 ) من نهادم بر زمين پشت عرب را در صغر « 1 » * سينهء ايشان زمين سفتم بكشتم مزدجر پهلوانانرا بسى پيكر نهادم بر زمين * ( بر نشاندم بىمحابا مهر ذلّت در جبين ) از قبائل چون ربيعه « 2 » بر گرفتم كشته‌ها * از مضر « 3 » يا سائرين از كشته كردم پشته‌ها در قرابت آنچه دارم با رسول مصطفى ( ص ) * موضع من زين خصيصه « 4 » روشن است و بر ملا بر شكستم شاخه‌هاى نوپديدى از عرب * گر چه بودند از يلان نامدار و منتخب كودكى بودم برايش نازنين و دلنشين * بهر او داماد بودم در خلافت جانشين روى سينه مىفشاريدم كنار بسترش * بر مشامم مىرسانيد از رياح خوشترش تن همى ماليدم و لب بر لبانم مىگذاشت * لقمهء نرم و جويده بر دهانم مىگذاشت كذب در گفتار و نيرنگ و خطا از من نديد * اشتباهى در عمل ، رنگ و ريا از من نديد
( خداوند فرشته‌اى را در زمان رضاعت رسول اكرم ( ص ) همنشين و يار آن حضرت قرار داد )
( 61 ) آنزمانكه دوره‌هائى از رضاعت « 5 » سر رسيد * اعظم فوح ملائك را خدا بر او گزيد تا كه او را جانب اخلاق نيكو بركشد * از راذئل باز دارد بر فضائل دركشد
هامش
( 1 ) كودكى ( 2 ) نام قبيله ( 3 ) نام قبيله ( 4 ) مخصوص ( رجع به قاموس نهج البلاغه جلد اوّل ، ص 510 مادّهء ( خ ) ( 5 ) شير خوردگى
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 827 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى