تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 828

مساهمون:

ص٨٢٨
( روز و شب او را قرين باشد گزيده همنشين * اين ملك ، روح القدس باشد لقايش دلنشين ) پيروش بودم هميشه حكم او بر من روان * در تجسّم ناقه را مفطومه « 1 » بودم پى دوان از حمائد « 2 » پرچمى مىكرد هر دم بر فضا * امر مىفرمود بر من اتّباع و اقتداء
( على ( ع ) اوّلين شخص از مردان است كه به پيغمبر ( ص ) ايمان آورد )
( 62 ) دور مىگرديد از مردم زمانى بيش و بس * داشت خلوت در حرا « 3 » جز من نمىديد هيچكس تا چنين برهه نبود اسلام ، در يك خاندان * از خداوند ارمغانى بود در اين دودمان اوّلين شخصيّتش احمد ( ص ) خديجه دوّمى * من ولى كوچكتر از ايشان كه بودم سوّمى ( 63 ) در نزول وحى ، شيطان گشت از خود نااميد * گو كه بر گلزار سبز او خزانى در رسيد گفت پيغمبر ( ص ) بدين تعبير زيبا يا على ( ع ) * آنچه من مىدانم و دانى و همچون مىشنوى نيستى امّا نبى ليكن مرائى يك وزير * برترين خلقى و داراى كمال بىنظير
و لقد كنت معه صلّى اللّه عليه و إله . . . من با پيغمبر ( ص ) همنشين بودم
( 64 ) نزد او بودم كه آمد چند عضوى از قريش * تا كشند اسلام را با معضلاتى سوى طيش « 4 » پس چنين گفتند او را عاجلانه با شتاب * بر نبوّت ادّعا دارى شنيديم اى جناب ادّعائيكه نكرد از خاندانت هيچ كس * همچو از آباء و اجداد تو در اين دار بس طالب كاريم اگر يابيم از تو مستجاب * آنزمان بينيم و دانيمت رسول مستطاب در اجابت گر بمانى و معطّل ايستى * ادّعايت باطل است و جز دروغگو نيستى
هامش
( 1 ) از شير بريده شد ( 2 ) نيكوئىها ( 3 ) نام كوهى در مكّه ( 4 ) خزان و پژمردگى