تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 808

مساهمون:

ص٨٠٨
( اينكه هابل را به قابل ابن مادر گفت امام ( ع ) * در مودّت هست يك عنوان و اصل پيشگام مهر فرزندان بهمديگر كه از يك مادرند * داغ‌تر كه اين و آن از مادران ديگرند در حقيقت هر دو از يك مادرند و يك پدر * ليك قهر آن مسلّط شد به مهر اين دگر با وجوديكه نبود او را مزيد و برترى * در همين بحبوحه « 1 » فضل و امتياز ديگرى ) اين همانا خود پسندى بود و ناشى از حسد * تا نينديشيد از فرجام كار نيك و بد آتشى بود از تعصّب در دلش افروخته * تا بدين سان خرمن وجدان و ايمان سوخته از طريق وسوسه شيطان مطرود « 2 » و عنيد « 3 » * باد كبر و سركشى در بينى او بر دميد در قبال اين تكبّر كار او پيچيده شد * راحت و آسايش و امنيّت او چيده شد درد وجدان جان او را برد اندر تنگنا * در ندامت دست و پا مىزد عيان و بر ملا ابتدائا در پى اين قتل ( ربّ السّائلين ) * تا ابد ملزوم او گرداند جرم قاتلين ( آيه‌هاى سى « 4 » و يك تا سى و دو در مائده * گر توجّه كرده باشى هست در اين رابطه ) ( در پى ( من اجل « 5 » ذالك ) قول رحمان معين * قتل نفس واحده مانند قتل اجمعين
الا و قد امعنتم فرى البغى و افسردتم فى الارض . . . ( آگاه باشيد كه شما در ستمگرى جهد و كوشش نموديد و در زمين فساد كرديد ) منظور امام از اين چند بيت شايد اشاره به مخالفت امّت يا رفتار شاميان و پيروان معاويه با آن بزرگوار بود .
( 15 ) پس شما در ظلم و طغيان جهد و كوشش كرده‌ايد * اين زمين را با هزار عصيان بپوشش برده‌ايد از طريق جور و اعلان خصومت با خدا * يا به اعلام خشونت با انام پارسا كبر ناشى از تعصّب رخنه كرده بر شما * فخر ناشى از جهالت عقد خورده در شما
( وقتى كه اوّل ما نطفه و آخر ما جيفه و عمرى حامل . . . هستيم پس تكبّر و غرور
هامش
( 1 ) ميان ( 2 ) رانده شده ( 3 ) عناد كننده ( 4 ) قال لاقتلنّك . . . ( 5 ) مائده اى 5 من قتل نفسا . . .
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 808 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى