و لو اراد اللّه ان يخلق آدم من نور . . .
( 5 ) گر خدا مىخواست آدم را كند خلق آنچنان * كز شعاع نور رويش خيره گردد ديدگان
غالب آيد بر خردها جلوههاى خلقتش * چيره گردد بر منابر « 1 » شاهباز صولتش
فائق آيد نكحت « 2 » او بر رياح مشك بيد * با چنين اوصاف نيكو هر زمان مىآفريد
گر چنين مىكرد گردنها به آدم مىخميد * ( آن زمان روشن نمىگرديد نيكو از پليد
آزمايش بر ملائك سهل و آسان مىنمود * سجده بر آدم در اين بحبوحه ، شيطان مىنمود
ليك او روى مشيّت بندگانرا آشكار * مىنهد در بوتههاى آزمون و اختبار « 3 »
با امورى كه نخواهد و همها در آن نشست * يا نبرده هيچگه بر حكمت آن عقل دست
تا بدست آرند ايشان امتياز و اعتقاد * يا ز ايشان نفى گردد بوى نخوت از نهاد
( پس از عمل شيطان عبرت بگيريم كه ششهزار سال عبادت را با يك تكبّر پايمال نمود )
( 6 ) پند گيريد اى خردمندان ز كار كردگار * در پى عصيان ابليس زبون و زشتكار
آنكه با وى در سر يك سجده قطع ربط كرد * اجر طاعات هزاران سال او را حبط « 4 » كرد
حال آنكه ششهزار از سالهاى اين جهان * بندگى مىكرد و طاعت بر خداى انس و جان
يا بتعبيرى دگر از سالهاى اخرويست * كاعتبار نصف روزش شصت قرن دنيويست
طرد ابليس لعين از بارگاه ايزدى * از مقام اولويّت ، از مكان سرمدى
در سر لختى تكبّر بود كز وى روى داد * حاصل گردنكشى بود از دل آن بدنهاد
با بجاى آوردن اين گونه جرم و معصيت * بر كه باشد از خداى خود برات عافيت ؟
پس خدا هرگز نخواهد بندهاى را بر بهشت * روى جرميكه ملك را از حريم آن بهشت « 5 »
( حسن تعبير امام ( ع ) از نام شيطان بر ملك * روى اين كه مقتدا فرمود يزدان ، بر ملك )
هامش
( 1 ) جاهاى بلند
( 2 ) بوى
( 3 ) آزمايش
( 4 ) نابود
( 5 ) فرو گذاشت