خطبهء 233 در پرهيزگارى و احتراز از دلبستن به دنيا
( بر زبان آمد سخن در كام مولى درّ ناب * نقد گوهر مىفشاند بهر انسان در خطاب )
( 1 ) حمد بيحد و سپاس بىحساب و بىشمار * كردگارى را كه دارد حمد و شكرش انتشار
لشكر او غالب آمد دشمنانرا هر كه بود * مجد و عزّش فائق آمد بر مفاخر هر چه بود
( 2 ) حمد بىپايان سزاى او ، بفضل و رحمتش * شكر پى در پى مر او را بر وفور نعمتش
مىنگنجد مطلقا وصف جمالش در بيان * عقل ، در درك صفاتش منزوى « 1 » و ناتوان
آن خدائى كه عظيم است و حليم و بردبار * در عدالت جاودانى در حكومت استوار
در قضاوت دادگستر در مشيّت « 2 » دادگر * در الوهت « 3 » بنده پرور در متاعب « 4 » چارهگر
بر گذشت و حال و آينده بصير و آگه است * انتهاء و مبداء هر علم در اين درگه است
خلق را با دانش و علم لدنّى آفريد * از وراى نيستىها سوى هستى بر كشيده
بىنياز از اينكه همكارى نمايد ديگرى * يا كه يارى جويد از هر مستشار و ياورى
دور از اينكه سست گردد يا بيفتد بر خطا * يا كه استمداد جويد از گروهى بر ملا
( چون كه او خود عين علم و بر مبادى مبتديست * آگه از هر كار نيك و مطّلع از هر بديست )
( شهادت على ( ع ) بر رسالت محمد ( ص ) ، آئينهء تمام نماى چهرهء زيباى اسلام و تبلور عينى قرآن )
( 3 ) من گواهى مىدهم احمد ( ص ) رسول و عبد اوست * شهرهء او در جهان بالاتر از هر گفتگوست
هامش
( 1 ) گوشه گير
( 2 ) رفتار
( 3 ) خدائى
( 4 ) سختىها