تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 792

مساهمون:

ص٧٩٢

خطبهء 232 از خطبه‌هاى آنحضرت در مورد تقوا و دورى از دنيا و سختىهاى بعد از مرگ و سفارش بشكيبائى در بلاء

( گوهرى پرورده شد در بحر عصمت در صدف * همچو شعله در لطافت همچو آذر در شرف ) بار ديگر بوالعجائب شكر نعمت مىكند * اين چنين مىگويد و از حق حمايت مىكند ( 1 ) بهر انجام وظائف ، با كمال امتنان * استعانت مىنمايم از خداى مهربان آن خدائى كه توانا و بزرگ و قادر است * لشكر پيروزمندش بىمحابا قاهر است ( 2 ) من شهادت مىدهم احمد ( ص ) رسول ايزد است * همچنان مملوك او و در فضيلت سرمد است كرد مردم را هدايت ، سوى طاعت روز و شب * بر تحمّل كرد افزون در گزند و در تعب غالب آمد بىمحابا در مهالك ، بر عدو * خصم را زانو بر آورد آن رسول نيكخو بهر تكذيب جنابش اتّحاد قوم پست * اتّفاق دشمنان خود پرست و بت‌پرست كوشش اقوام ، در اطفاء نور جاودان * هيچگه بازش نمىداشت از جهاد بىامان
( بتقوى بگرائيد كه دستاويز محكم است و ملاذ احكم )
( 3 ) تا توانيد اى خردمندان و اهل اعتصام « 1 » * دست بر تقوا بيندازيد روى اهتمام چونكه تقوا جايگاه مطمئنّ و محكم است * معقل « 2 » و مأواى متقن ، هم ملاذ احكم است ريسمان عروة الوثقاست « 3 » بر هر عاقلى * ( ياد و نامش قرّة العينان « 4 » هر صاحبدلى )
هامش
( 1 ) چنگ زدن ( 2 ) حصار ( 3 ) دستگيره محكم ( 4 ) نور چشم