( مقبل آن باشد كه بر تقوا تمسّك جسته است * دور از آمال و رغائب « 1 » بر خدا دل بسته است )
بر شما قبل از حلول « 2 » مرگ آمد اين ندا * ( اتّقوا اللّه و كونوا مؤمنا او مسلما )
بهر او آمادهتر باشيد طىّ زندگى * نفس را پاكيزه گردانيد بهر بندگى
پس قيامت غايت و فرجام كار مؤمن است * اى خوشا آن كسكه بر آن واقعيّت ، موقن است
ارمغان پند دارد مرگ بر صاحبلان * همچو جاى عبرتى باشد براى جاهلان
( آنجا كه وسعت خانه بتنگى لحد و فراخى خوابگاه بتنگاى مغاك مبدّل مىشود )
( 4 ) اينكه مىدانيد قبل از روز محشر چند چيز * بر تحقّق مىرسد از هم جدا و هم تميز
( ضيق مضجع شدّة الابلاس و هول المطّلع « 3 » * خيفة الوعد ، ظلام اللّحد ، روعاة الفزع « 4 »
اين همانا تنگى قبر و فراق دوستان * ترس وعد و ظلمت لحد و عذاب ارتهان « 5 » )
اختلاف « 6 » دندهها از سينه و غمّ « 7 » الضّريح * استكاك « 8 » گوشها از وحشت و ردم « 9 » الصّفيح
( 5 ) پس بترسيد از خداوند كريم و لا يزال * قبل از اينكه آفتاب عمر افتد بر زوال
اينكه دنيا از رهى خواهد ، شما را انتقال * اين همانا راه مرگ است و طريق ارتحال
( هر كه بر دنيا فانى ، دل به مهر آكنده است * خواه و ناخواه از لذائذ ديده و دل كنده است )
پايتان را سخت و محكم بر قيامت بستهاند * بشنوند آنان كه بر دنيا محبّت بستهاند
عنقريبا جلوه خواهد كرد پيش رويتان * عزم دارد با علامات مشخّص سويتان
نصب كرده پرچمش را بر سر هر بام و در * منتظر هستيد بر او هر مساء و هر سحر
بر شما گو ، سختى خود را نمايان كرده است * اين جهان را مثل جولانگاه و ميدان كرده است
هامش
( 1 ) آرزوها چيزهاى دلپسند
( 2 ) وارد شدن
( 3 ) وحشت جايگاه
( 4 ) ترس پى در پى
( 5 ) گروگان
( 6 ) جابجا شدن
( 7 ) پوشانيدن قبر
( 8 ) كر شدن گوشها
( 9 ) استوار كردن سنگ قبر