خطبهء 226 ( اين خطبه را هنگام غسل و كفن رسول خدا « ص » فرموده )
بار ديگر مرتضى را روز سوك و ماتم است * چون وفات سرور عالم رسول خاتم است ( ص )
اين خطابه مرتبط با غسل و كفن مصطفى است ( ص ) * آنكه با او حضرت جبريل ، يار و آشناست
در پس تغسيل و هنگام حنوط و حين كفن * اين چنين فرمود بر خير البرايا وقت دفن
( 1 ) اى بدين و مكتب اسلام و قرآن نور عين * بر فداى جان تو باشند از من والدين
قطع شد با مرگ تو وحى سماوى از زمين * ( زد ملائك ، در فلك داغ عزا را بر جبين )
بسكه اخبار سماوى از تو مىشد منتشر * اين خصوصيّت ترا كافيست و حكم و اصطبر
مرگ تو بر ما همانا عين مرگ جان ماست * در عزايت زار و نالان ، مؤمنين بينواست
نيست مرگ تو همان مرگ فرادى بين ما * بلكه مرگ كلّ باشد نى كه عادى بين ما
دردمندان را هميگفتى تسلّى در خطاب * ليك ما اكنون تسلّى بر كه گوئيم اين جناب ؟
( هرگز در سر بالين مرگ عزيزان ، جزع و فزع و فرياد ننمائيد بلكه صبر كنيد )
( 2 ) گر نبود امرت به صبر و باز دارى از جزع * اشك چشمم جوش مىزد تا بروز الفزع
در دو غم پيوسته بود و حزن و غصّه ماندگار * ليك ما را امر كردى بر سكوت و اصطبار « 1 »
در عزايت خشكى اشك و ملال و درد و غم * در نگاه و ديد ما بسيار ناچيز است و كم
ليك ، دفع مرگ از خود قصّهاى ناگفتنى است * اين ره پر ماجرا را جمله مردم رفتنى است
( بر پيمبر ، چون على هرگز نباشد ياورى * قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهرى ) « 2 »
هامش
( 1 ) صبر كردن
( 2 ) اقتباس