تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 766

مساهمون:

ص٧٦٦

خطبهء 223

از سخنان آنحضرت بعبد اللّه ابن زمعه يكى از اصحاب آن بزرگوار هنگامى كه در زمان خلافت آن حضرت پيش او آمده و مالى از بيت المال از او خواست
( مر ترا گر اندكى صبر و قناعت پيشه بود * شاخهء حرص و طمع از جان ، ز بيخ و ريشه بود ) ( 1 ) ثروت حاضر نه از آن من است و نى تراست * بلكه محصول جهاد و كارزار و تيغ‌هاست ( مال آنان كه بميدان ، تيغ برّان برده‌اند * در فراق خانواده ، خاك ميدان خورده‌اند ) ( حقّ آنان كه دليرانه بميدان رفته‌اند * در تموز « 1 » گرم ، در ميدان دعوا تفته‌اند ) گر ترا هم شركتى در جنگ و ميدان باشدى * مر ترا هم سهم و حظّى مثل ايشان باشدى چيدهء دستان آنها طبق رأى داورى * لقمه‌اى هرگز نمىباشد بكام ديگرى ( ناهيا ) اين خطبه كوته كه مولى گفته است * بطن آن اعجوبه‌هائى از معانى خفته است
پايان خطبه 223
هامش
( 1 ) تابستان