تا بگيرم در عوض از چنگ مورى پوست جو * همچنين چيزى نباشد در صلاح من برو
باشد اين دنيايتان ادنى و كمتر نزد من * از يكى برگى كه آن باشد ملخ را در دهن
( 7 ) نيست لازم نعمت يك چند روزى بر على ( ع ) * لذّت دهر و ز دنيا دلفروزى بر على ( ع )
مىكنم از روى ايقان ، استعاذت بر خدا * از ركود دركها و خواب عقل رهنما
بارالها نفس ما را از مذلّت بازدار * جان ما را از گزند و قبح زلّت بازدار
استعانت مىكنم از بارگاه كردگار * از خمود عقل و نيرنگ و فساد روزگار
( دل نبازى بر خوشىهاى حيات چند روز * گريههاى شب به پى دارد چنين لبخند روز
اندرين جولانگه دنيا كه بهر سبقت است * بهر هر كس دورهء كوتاه و اندك مدّت است
ناهيا گفتار مولا را بسيم و زر نويس * گر نوشتى باز ، روى لوحهء گوهر نويس )
پايان خطبهء 115