تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 756

مساهمون:

ص٧٥٦
اى عزيزان بياييد براى روزيكه در كوى غربت و محلّ وحشت اقامت خواهيم داشت تدارك بينيم
( 6 ) در ميان اهل كوئى كه غمين و مضطرند * كوى ديگر ليك از هر فيض ، لذّت مىبرند انس و الفت كو ، و استيناس ، و وصلت بين‌شان * رفت و آمد نيست در همسايگيها در ميان از كجا باشد تزاور يا كه ديد و باز ديد * حال آنكه مرگ قاهر صدر ايشان بردريد از كجا ديدار باشد بين ايشان برقرار * جسم شانرا خورده ذيرو حان خاكى در مزار
اگر شما جاى ايشان بوديد در آن تنگناى تاريك چه مىكرديد ؟
( 7 ) جاى ايشان گر شما بوديد مانده زير گور * داشتيد آيا به غير از جاى تنگ و مار و مور ؟ آنزمانكه جسمتانرا مىفشارد تنگنا * مر شما را چيست آيا جز تضرّع ، ادّعا پس چه خواهد بود آخر ، انتهاى كارتان * آنزمانكه فاش گردد عيبهاى كارتان و آن زمانكه مردگان آيند بيرون از قبور * روز رستاخيز و يوم سخت حسرت ، يا نشور هر كسى مسؤول اعمال است و مرهون بر عمل * روز استنتاج از عمر است ، حقّا آن محلّ بازگشت جمله گردد باز يكسو بر خدا * محو و نابود است بنيانهاى زور و افتراء با چنين معضل كه دارد ( ناهى ) اندر راه ، پيش * اى شگفتا گر نينديشد براى كارى خويش
پايان خطبهء 217