تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 727

مساهمون:

ص٧٢٧
مىشود ترك سنن معدوم گردد اعتبار * مىرود در مذهب و دين بر تباهى انتظار پس در اين صورت به امر نفس گردد امتثال * وقفه‌ها افتد به احكام خداى ذو الجلال درد اشخاص و گرفتارى مضاعف مىشود * ( حكم دين مستهلك و توهين به مصحف مىشود ) ديگر از تعطيل حقّ و سعى باطل باك نيست * سينه‌اى از درد ايمان و ديانت ، چاك نيست با چنين وضعى شوند ابرار و نيكان دردمند * فرقهء اشرار ليكن كامكار و ارجمند مىشود واخواهى يزدان بمردم بيش از آن * اختلال آيد بروزدى در امور سازمان
خيرخواهى و نصيحت بهمديگر دريچه‌اى به افق سعادت است )
( 9 ) گر چنين وضعى بيارايد شما را روزگار * بر شما بادا تناصح « 1 » با تمام پشتكار در اداى حق ، كسى شايان حال كردگار * كى رسد گر طاعت آرد بىحساب و بىشمار گر كسى عمرى بپايان كرده با اين اهتمام * يكهزارم از حقوقش مانده همچون ناتمام ليك حقّ واجب پروردگار دادگر * بندگان را خير خواهى باد بهر يكدگر تا به قدر جهد خود ، حقّ را براى هر زمان * قائم و بر پا نگهدارند فى ما بينشان
( نياز مردم با اجتماع بر طرف مىشود )
( 10 ) نيست مردى بىنياز از اقتدار ديگران * آنچه واجب كرده‌اش معبود سبحان بهر آن گر چه دارد بين مردم جايگاه سرورى * يا كه در دين پايگاهى و ثبات و برترى در اداى حق كسان از هم نباشد بىنياز * بين‌شان هر چند مشهود است وجه امتياز ( گر چه يارى گشته ، دارد بين مردم پايگاه * يا كه ياريگر ، بود در موطن خود بىپناه ، ( گاه آن در ديدهء مردم بزرگ و ارجمند * گاه اين در چشم بيننده فقير و مستمند )
هامش
( 1 ) نصيحت بهمديگر
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 727 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى