خطبهء 207
( گفتار على مانند درّ پائيست كه تا ابد دنباله رو خواهد داشت اقتباس از راديو )
( از گلستان على ( ع ) ازهار « 1 » خوشبو مىدمد * بوى مشك ناب اذفر « 2 » بر مشامم مىدهد )
( ضمن شكر زائد الوصف و سپاس بيكران * مىگشايد بالعيان درج « 3 » گهر را بر بيان )
( در سخن اين گونه فرمايد پيام تزكيه * بر ولات « 4 » و بر رعايا مىنمايد توصيه )
( 1 ) بارى سبحان مرا حقّى نهاده در شما * مثل اين حقّى شما را نيز بر من در ازاء « 5 »
مر شما را حقّ من ، حقّ اطاعت باد و بس * حقّتان در من ولى امر ولايت باد و بس
حقّ وسيعترين چيزيست در وصف امّا تنگترين چيزيست در انصاف
( 2 ) واژهء حق اوسع اشياء باشد هر زبان * در تناصف اضيق آنهاست ليكن در زمان
هيچ كس را حقّ بر كس نيست الّا همچنان * آن كسى هم ذمّهاش دارد حقوقى مثل آن
( 3 ) گر كسى را حقّ بر فرديست و او را حق نيست * اين چنين فردى به غير از ذات پاك حقّ كيست
قادر مطلق كه لطفش جملگان را شامل است * آن اموريكه قضا جاريست بر آن ، عادل است
( 4 ) ليك ، طاعت را نهاده حقّ ، روى بندگان * كرده از روى كرم اجر مضاعف بهر آن
( 5 ) از حقوق بارى سبحان حقوق واجب است * اين حقيقت را مضامين و نكات جالب است
از فرايض آنچه بين بندگانش ملزم است * حقّ اين و آن به يكديگر كه حقّ محكم است
هامش
( 1 ) شكوفهها
( 2 ) تند و خوشبو
( 3 ) صندوقچه
( 4 ) واليان
( 5 ) مقابل