تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 723

مساهمون:

ص٧٢٣

خطبهء 206 در سپاسگزارى از نعمتهاى خداوند متعال

( 1 ) حمد بىپايان ، به آن پروردگار لا ينام * در دو دست قدرت او هست عالم مستدام صبحم ارزانى شد از وى شادكام و مستقيم * نيستم مجروج و ميّت يا مريض و يا سقيم در عروقم نيست سوء حال و اندامم صحيح * نيستم مأخوذ و دامنگير اعمال قبيح نيستم مقطوع نسل و منصرف از دين خويش * منكر پروردگار و ملحد آئين خويش نااميد از نعمت و مستوحش از ايمان نيم * عقل و دركم محكم و مستوجب درمان نيم بر عذاب امّت پيشين ، معذّب نيستم * ( اينقدر نعمت چرا بر من ، مگر من كيستم ) ؟
( بارالها هر چه دارم از تو دارم هيچم از اغيار نيست )
( 2 ) عبد مملوكم بسى ظالم بنفس خويشتن * بهر من او راست جاى حجّت و امّا كه من ناتوانم بهر خود دربارهء تحصيل سود * آنچه بر خود داشتم ياد دارم از فضل تو بود استطاعت بهر دفع ضرّ ، كى باشد مرا * بىتو اى سلطان ملك سرمد ارض و سما گر نگهدارم تو باشى دفع شرّ آسان بود * ور نباشى هر مصيبت منتهى بر جان بود ( 3 ) مستعيذم بر تو از فقرى كه پايش در غناست * با غنايت فقر و نادارى بلا و ابتلاست مستعيذم بر تو از گمراهى و سرگشتى * با وجوديكه بسويت باشدم بر گشتگى يا كه در ملك تو باشم خوار و مغلوب و ذليل * آن زمانكه بر منى سلطان و مختار و دليل