خطبهء 206 در سپاسگزارى از نعمتهاى خداوند متعال
( 1 ) حمد بىپايان ، به آن پروردگار لا ينام * در دو دست قدرت او هست عالم مستدام
صبحم ارزانى شد از وى شادكام و مستقيم * نيستم مجروج و ميّت يا مريض و يا سقيم
در عروقم نيست سوء حال و اندامم صحيح * نيستم مأخوذ و دامنگير اعمال قبيح
نيستم مقطوع نسل و منصرف از دين خويش * منكر پروردگار و ملحد آئين خويش
نااميد از نعمت و مستوحش از ايمان نيم * عقل و دركم محكم و مستوجب درمان نيم
بر عذاب امّت پيشين ، معذّب نيستم * ( اينقدر نعمت چرا بر من ، مگر من كيستم ) ؟
( بارالها هر چه دارم از تو دارم هيچم از اغيار نيست )
( 2 ) عبد مملوكم بسى ظالم بنفس خويشتن * بهر من او راست جاى حجّت و امّا كه من
ناتوانم بهر خود دربارهء تحصيل سود * آنچه بر خود داشتم ياد دارم از فضل تو بود
استطاعت بهر دفع ضرّ ، كى باشد مرا * بىتو اى سلطان ملك سرمد ارض و سما
گر نگهدارم تو باشى دفع شرّ آسان بود * ور نباشى هر مصيبت منتهى بر جان بود
( 3 ) مستعيذم بر تو از فقرى كه پايش در غناست * با غنايت فقر و نادارى بلا و ابتلاست
مستعيذم بر تو از گمراهى و سرگشتى * با وجوديكه بسويت باشدم بر گشتگى
يا كه در ملك تو باشم خوار و مغلوب و ذليل * آن زمانكه بر منى سلطان و مختار و دليل