بايد انديشد به ايّام قصير عمر خويش * تا چه برگى را فرستاده بقبر خويش پيش
تا تواند زين سرا كوچد سراى ديگرى * بازيابد انبساط و حال و روح بهترى
جاى غفلت نيست اين دنيا و عمر بيدرنگ * آنچنانكه مىزنند هر دم براى كوچ زنگ
بايد انديشد به وضع زنتقالش زين جهان * بر كنار آرد در اين سودا موانع از ميان
اى خوشا بر حال آن قلب سليم و بيريا * پيرو آداب نيكوى دليل و راهنما
دور گشته زانكه او را بر تباهى مىكشد * يا ز ايّام سفيدش بر سياهى مىكشد
پيرو آن شد كه بر كوى سلامت ره گشود * با دل آگاهى بصيرت داد و او را ره نمود
طاعت آن كرد كورا بر معارف امر كرد * با سماحت روز برد و با سعادت عمر كرد
در هدايت وارد آمد قبل از آنكه باب آن * بسته باشد يا نگيرد دست عزم و ائتمان
فتح باب توبه را درخواست و محو حوبه را * پر بها دانست استفتاح باب توبه را
در طريق و راه حقّ ايستانده گرديد آشكار * تا سبيل روشنى را بر ملا ديد آشكار
مرحبا بر بينش قلب هدايت يافته * بر هواها تاخته درّ سعادت يافته
در بيانت ( ناهيا ) اين سجع و مضمون از كه بود * اين سخن سنجى و اين گفتار موزون از كه بود
پايان خطبه 205