خطبهء 203
در شكايت از اصحاب خود هنگاميكه در جنگ با اهل شام سستى نموده و ببهانهاى از فرمان آن بزرگوار خوددارى نمودند .
( بر مقالت يا على ( ع ) عالم غريق حيرت است * غفلت افسردگانرا ، جاهليّت علّت است )
( آنچه مىگوئيم در اصلاح وضع بندگان * از محبّت سر برون كرديم ، دور از اتّهان )
( 1 ) امتناع ورزند گر افراد ، بعد از استماع * بازگشت از حقّ باشد علّت اين امتناع
( اى خدا هر آن كه بر دينت تعدّى مىكند * بر ائمّه شورش و بر تو تخطّى مىكند )
دورى از اعزاز دينت باد و سلب رحمتت * بر همه با اين كه مفتوح است باب رأفتت
( 2 ) ما كه استشهاد داريم از حضورت اى خدا * و ز تمام آنچه مسكونند در ارض و سماء
از تمام صنفها از جنّ و انسان يا ملك * در فراش اين زمين و در بساط آن فلك
بر مخالف بودن افراد با گفتار ما * قبل از اينها شاهدى و بر صلاح كار ما
بعد از اينها خود براى ما كفايت مىكنى * و آن كه با ما بر خلاف آمد عقوبت مىكنى
( ناهيا ) گفتار مولى را پذيرا بودهايم * علّت تقصير و جرم خويش پويا بودهايم
پايان خطبهء 203