( 4 ) كوهها را آفريده سخت و محكم روى پا * بيخ آنها توى آب و رأس آنها در فضا
( 5 ) دامن آنها ز اطراف و جوانب بس بلند * گو كه بر اطراف خود دارند ديد ريشخند
موضع آنها بسى محكم به روى قاعده * گسترش دارد به اكنافش بسان مائده « 1 »
آنچنانكه بر زمين نوعى ستونند از برون * يا بتعبير دگر مانند ميخند از درون
گر نظر دارى ز روى عقل و ديد اعتبار * با تفكّر مىنشينى در مقام اعتذار
پس زمين را كرد بر انسان ذلول « 2 » و راهوار * پيرو قانون علّى زير سلطه زيربار
تا مبادا كه بجنبد بر عليه ساكنان * بار خود را بر كشاند روى آب و زير آن
( عظمت خالق ، در آئينهء وصف على تجلّى مىنمايد )
( 6 ) پس منزّه باد و برتر كردگار مستعان * چون زمين را بيمه كرده از بحار و موجشان
وانگهى آن را مصون كرد از رطوبت تاكنون * از خطر محفوظ فرمود از برون و اندرون
روى دريا بر قرارش كرد و دادش گسترش * تا مقرّر داشت جاى زندگى و پرورش
روى درياى عميق و پهنه گستر - بىكران * روى حكمت ، ارض خاكى را نهاده پشت آن
( بحر را هر چند ممكن نيست آرام از جهش * آن چنان هم نيست ، جنباند زمين را پشت خويش )
( 7 ) باد و توفان بحر را دارد هماره زير و رو * آبها را مىكند بالا و پائين - پشت و رو
مىفشارند ابرها ، باران وافر روى آن * جنبشى ديگر در آن مىآفرينند همچنان
با وجود اينهمه موج خروشان در بحار * باز در تخريب اين سامان ندارند اقتدار
بهر انسانها در اين آثار ، پند و عبرت است * آنكه پندارى ندارد مست و غرق غفلت است
( از بدايع « 3 » هر چه انديشى نشان خالق است * ناهيا انديشه ميكن چون دليل فائق است )
پايان خطبهء 202
هامش
( 1 ) سفره
( 2 ) رام
( 3 ) نو آفريدهها