اندرين راه از شما و غير بودم بىنياز * از چه رو داريد در اين كار وجه امتياز
تاكنون حكمى نيامد از دعاوى « 1 » پيش ما * مستحقّ استشارت « 2 » بوده باشد از شما
يعنى آگاهم نه نادان ، بر امور مملكت * ورنه شورا در ميان بود و مقام مشورت
طرح تقسيمات اگر آيد شما را ناپسند * طبق آن كردم كه داريم از رسول ارجمند
( 3 ) و آنچه در تقسيم بيت المال سنگين اهرم است * حفظ قانون تساوى در حقوق مردم است
آنچه را كه شرع پيغمبر مقرّر داشته * دست تغيير و تعدّى از سرش برداشته
( 4 ) بر خدا سوگند در من هيچ كس را حقّ نيست * شكوه « 3 » بىمورد از من جاهلى و ابلهى است
از خدا خواهم كه صابرتر نمايد هر زمان * در صراط دين و ايمان قلبمان و قلبتان
لطف ايزد بر كسى باشد كه چون حق را شتافت * دل به آن پيوند داد و بر هواها دل نباخت
در مسير حق نجنبانيد زنگ اختلاف * در كنار آن شعارى هم نبايد بر خلاف
گر ببيند دود ظلمى در فضاى زندگى * دفع آن واجب بداند در طريق بندگى
عون مظلومان ، عليرغم « 4 » ستمگر هر زمان * ( ناهيا نيكست ، هم حقّ رجال ناتوان )
پايان خطبهء 196
هامش
( 1 ) دادخواستها
( 2 ) طلب مشورت
( 3 ) شكايت
( 4 ) بر عليه