تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 684

مساهمون:

ص٦٨٤
چونكه تقوا صاحب خود را مهار متقن است * ضامن خير و سعادت بر شما و بر من است پس تمسّك بر عقود استوارش واجب است * اين صميميّت به تحصيل حقائق موجب است پايتان را مىرساند طرف اكنان الدّعه « 1 » * دست‌تانرا مىكشاند سوى اوطان السعه « 2 » معقل محفوظ مىيابيد با آن رايگان * بر سرائر مىنشينيد ايمنان و جاودان در همان روزى كه از غم باز ماند ديدگان * نيست قادر پلك را بر هم نشاند ديدگان در همان روزيكه تاريكى بعالم غالب است * كلّ اموال جهانرا ، نى مدير و صاحب است ( 10 ) جان ز تن مهجور و تن در اضطراب و ماتم‌ست * هر دهانى بىبيان و هر زبانى ابكم « 3 » است وانگهى كه كوههاى سر كشيده ناگزير * دفعتا باشند از اوج بلندى سر به زير سنگهاى سخت‌شان افتند در جا چون سراب * مىنمايند از نقاط دور همچون جام آب يا كه مىبينى همانند سرابا رقرقا « 4 » * صفحهء دنيا شود چون دشت قاعا سلمقا « 5 » لا شفيع مستعان لا حيم دافع * ليس حام ليس عان ليس عذر نافع ( نيست يارى آشنا و نيست جارى با وفا * يا شفيعى خير خواه و يا رفيقى بىريا ) ( زهد و تقوا ( ناهيا ) از عهد ديرين كيمياست * سينهء مولا على ( ع ) گنج ثمين و پربهاست )
پايان خطبهء 186
هامش
( 1 ) جاهاى اطمينان ( 2 ) اماكن فراخ ( 3 ) لال ( 4 ) درخشان ( 5 ) زمين هموار