خلقت مرموز انسان در جهان بيهوده نيست * گر بينديشند مردم حلّ معضل منتفى است
رحمت او مىرسد از آسمان و ابر و ميغ * مىنمايد مستفيد اهل زمين را بيدريغ
او كه مىداند شمار نعمتش را بر شما * قدر احسان و عيار رحمتش را بر شما
پس طلب داريد از او ، فتح و نجاح خويش را * جملهء بذل و عطايا و فلاح خويش را
چونكه فى ما بينتان دربى و بابى بسته نيست * پردهء زبر و ستبرى با طنابى بسته نيست
( 5 ) او كه در هر جا باعمال برايا « 1 » ناظر است * با جميع خلق و با هر جنّ و انسان حاضر است
جود و احسان كى رساند رخنهاى بر نعمتش * بذل و بخشش همچنان نقصانى اندر نعمتش
با وجود خواستاران ، نعمت او ناتمام * با وفور آرزومندان كنوزش « 2 » در دوام
از كسان ، غافل نگرداند نگاهش بر كسى * نيست غافل با صدائى از صداى هر كسى
( 6 ) بذل و بخشش مانع از سلبش نگردد مطلقا * خشم كردن از ثواب و لطف و رحمت هاكذا
( 7 ) دورى و نزديكى و بالا و پاين همچنان * در وجودش جمع گردد ، هر هويدا هر نهان
مهربانى از نكال و رحم و رأفت از عقاب * آشكارا از نهان و مهرورزى از عذاب
آشكارا بودنش مانع نگردد از نهان * همچنان رادع « 3 » نمىگردد نهانش از عيان
جمع كلّ جنّ و انسان را رساند بر جزا * ليك خود هرگز جزا داده نگردد مطلقا
( 8 ) فكر و انديشه نياورده به كار و احتيال « 4 » * وقت انشاء طبايع ، آن خداى ذو الجلال
( دامنش از گرد عجز و ناتوانى طاهر است * مىنيابى هاربى الّا كه بر او قاهر است )
( اى بندگان خدا شما را پند مىنگارم تا از بند و كمند شياطين برهانم )
( 9 ) بر شما اندرز خير افزون ، نگارش مىكنم * اى عباد اللّه به تقوى اللّه سفارش مىكنم
هامش
( 1 ) مخلوقات
( 2 ) گنجها
( 3 ) مانع
( 4 ) انديشه