خطبهء 188 از خطبههاى آن حضرت در رابطه با قرابت خود ، پيمبر ( ص ) و اينكه بخلافت سزاوارتر بود .
گلشن اسلام را بانى ، رسول مصطفاست * نوحه خوانش حافظ قرآن ، علىّ المرتضاست
اين چنين گفتا به اصحابش ز روى استناد * پيروان مصطفى را صادقانه كرد ياد
( 1 ) شاهدان من همان مستحفظون « 1 » احمدند * آن كسانكه مصطفى را مستشار امجدند
اين عزيزان جمله دانند از رسول مصطفى * ساعتى دور و جدا هرگز نگشتم مطلقا
جان من در خدمت او بود پنهان يا عيان * داشتم در پيشگاهش ارمغانى « 2 » نقد جان
آنزمانكه جنگجويانرا دل آمد بىقرار * و آنزمانكه در قدمها بود عزمى بر فرار
آنزمانكه بر عقب مىگشت بعضى از غزات « 3 » * و آنزمانكه لرزه مىافتاد بر جان در حمات « 4 »
ليك ز آنجا كه مرا روح شجاعت بيش بود * با همين اخلاق نيكو كردگارم بر ستود
( جانها فداى نخبهء عالم و سلالهء بنىآدم ، رسول خاتم )
( 2 ) تا خداوند از حبيب خود محمّد ( ص ) جان ربود * حال آنكه رأس آن هم ميهمان سينه بود
من بعنوان تيّمن بر صداقت دل زدم * بهر غسل آن گرانمايه به خدمت آمدم
نالهها بالا گرفت از خانه سوى آسمان * چهرهها تر گشت از اشك لطيف ديدگان
از ملائك دستههائى بر تحيّت در فرود * دستههاى ديگرى هم همچو آنها در صعود
گوش من راحت نمىشد ز ازدحام و همهمه * ز آنچه مىآمد پياپى از ملائك زمزمه
هامش
( 1 ) آنكه بسنت نبى آشناست
( 2 ) تحفه
( 3 ) جنگجويان
( 4 ) حاميان