تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 682

مساهمون:

ص٦٨٢

[ ادامهء خطبه‌ها ]

خطبهء 186

در وصف حقتعالى و مدح رسول اكرم ( ص ) و اندرز و امر بتقوى و پرهيزگارى
داد ما را بارى سبحان وجودى چون على ( ع ) * تا كند محبوب را در ديدهء ما منجلى باز مىآيد به گوش دل ، نداى دلنشين * از لب مولا على ( ع ) وصف خداى عالمين ( 1 ) حمد مىگويد صميمانه خدا را بىشمار * آن خدائى كه شگفتيهاى خلقش آشكار آن شگفتيها كه چشم عاقلان را خيره ساخت * قهرمان بزم عرفان كنه او را كى شناخت هوشيارانرا ز كشف كنه ذاتش باز داشت * زيركان را از خفيّات صفاتش باز داشت ( 2 ) من گواهى مىدهم معبود ، غير از او مباد * روى ايمان و خلوص و اعتماد و اعتقاد ( 3 ) همچنان دارم گواهى روى اذعان « 1 » بر رسول ( ص ) * صاحب ديهيم « 2 » عزّت آخذ وحى و اصول كرد او را رهنماى بندگانش آنزمان * كز ميان ، افتاده بود آثار خير و ائتمان تا بدانجا كه گشايش يافت بعد كجروى * مىشد از اهواء مذموم جهالت پيروى پس حقيقت را به پا كرد آن رسول ارجمند ( ص ) * بندگان را رهنما گرديد و از دل داد پند كرد مردم را هدايت بر صلاح و اتّحاد * امر بر قسط و عدالت كرد و رشد اقتصاد بهر او و آل او باشد سلام كردگار * تا بدانجا كه وفا دارد دوام روزگار
أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ
« 3 »
( 4 ) پس نپنداريد كاين دنيا و خلقت مهمل است * چون هزاران معنى و مفهوم در اين مجمل است
هامش
( 1 ) اقرار ( 2 ) افسر و تاج ( 3 ) سورهء مؤمنون آيهء 115