ليك گر در اجتاع ذاكرين دارد قرار * از گروه مردم غافل نيايد بر شمار
چونكه ذكر او مقيّد نيست تنها بر زبان * نيست هرگز غافل از ياد خداى مهربان
گر ستم ديد از كى در گير و دار روزگار * در مقابل مىكند عفو و كرامت اختيار
گر كسى او را كند مأيوس و محروم از امور * در قفا وى را نسازد از عطاى خويش دور
آن كه از وى كرده دورى و جدائى اختيار * با تفاهم مىكند در بين ، وصلت برقرار
فحش او دور است و گفتارش هميشه استوار * كار زشت و ناروا در وى نباشد آشكار
نيكى آو مقبل است و آشكارا بر انام * بوى آزارش نمىآيد كسى را بر مشام
فرمايش امام بزرگوار همچنان در محور وصف متّقى دور مىزند
( 18 ) وقت سختى با وقار است و قويم و بردبار * ناگوارىها نيايد در مزاجش ناگوار
در دل اندر بحرى از صبر است او را در عنا * بس شكور و شكر پرداز است ايضا در رخاء
در خصوص دوستان ، خود را نيندازد گناه * زشت خواند ظلم را حتّى بخصم دل سياه
( در ره تكليف شرعى ، دوستى و دشمنى * بر نمىگرداند او را جانب ناايمنى )
( سدّ راهش نيست در تكليف يار و غير يار * بلكه معيار است او را شرع پاك كردگار )
در رئوس كارهاى او ضوابط حاكم است * نى كه مانند هواخواهان روابط حاكم است )
حقّ را اقرار دارد قبل از احضار شهود * ( ضدّ تقوى در وجود او نيايد بر وجود )
گر متاعى را بايشان بر امانت بسپرند * وقت تحويل همچنان بىعيب و نقصان مىبرند
بر فراموشى نگيرد آنچه يادش آورند * ( بگذرد از جرم مردم ، گر چه از وى نگذرند )
نام مردم را بزشتى مىنخواند در لقب * ( چون زبان و منطق او ريشه دارد در ادب )
بر سر همسايگان از لطف دارد سايهاى * از وجود او نرنجد خاطر همسايهاى
نيست راضى بر مصيبتهاى سخت و ناگوار * ( از حسد دور است و از حرص و شماتت بر كنار )