آنچه را كه مىنموديد از دهان خود برون * نرم و شيرين و گواراتر نمودم در درون
آنچه را كه از جهالت زشت و بد پنداشتيد * حسن آنها را بگفتم ناروا انگاشتيد
كاش اعمى ، بود بينا و همى ديد اين جهان * كاش خفته ، بود بيدار و ز غفلت در امان
( من كه شرط رهنمائى را بجاى آوردهام * گر ندارد كور بينش ، خفته بيدارى ، چه غم
( گفتهام شرط بلاغت را عيان و آشكار * مر شما را خير خواهم اى گروه نابكار )
( 7 ) وه چه جاهل بر حق و نادان به احكام خداست * آن گروهى كه معاويّه به آنها پيشواست
( وه چه نادانند و هم مقرون بخشم كردگار ) * تودهاى كه عمرو عاصى داشتند آموزگار
( ناهيا ) دلسوزى مولا بعالم شامل است * خاصّه بر آن كه بفرمانش مطيع و عامل است
پايان خطبهء 179