تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 633

مساهمون:

ص٦٣٣

خطبهء 178

از سخنان آنحضرت ( ع ) وقتى كه ذعلب يمانى از آن بزرگوار پرسيد . آيا ؟ ( 1 ) پروردگار خود را ديده‌اى ؟ امام ( ع ) فرمود آيا چيزى كه نمىبينم پرستش مىنمايم ؟ پس سائل گمان كرد كه مراد از ديدن پروردگار ديدن به چشم است لذا گفت چگونه او را مىبينى . ( با اينكه ديدن او ممكن نيست ) امام عليه السلام چنين فرمود .
( 2 ) هستى بىانتها يا كنه پاك كردگار * بر نمىآيد نگاه ما بوجه آشكار پس نمىبينند او را ديدگان بندگان * بلكه بيند قلبها با چشم ايمان در نهان ( گر بوحدانيّتش دل دارد اقرار از درون * گشته در معنا بديدار و لقايش رهنمون ) ( 3 ) او بهر چيزى قريب امّا بدون التصاق « 1 » * و ز همه مهجور و دور امّا بدون افتراق ( قربت و هجرت يكى از موجبات جسم‌هاست * دور تر امّا ز كنه هستى بىانتهاست ) ناطق است امّا مر او را حاجت انديشه نيست * چون اولو ، انديشه را در علم مطلق ريشه نيست او مريد مطلق استامّا نه روى قصد و عزم * چون كه قصد و عزم از ابزار فرد است همچو حزم موجد است امّا به يارى نيست او را احتياج * مثل انسان نيست باشد ناگزير و بيعلاج او لطيف است و به پنهانى نگردد متّصف « 2 » * عقل در توصيف آن مبهوت ، اندر منتصف « 3 » او بزرگ است و بهر امكان و هستى عالم است * نى كه مانند شهان تا جدار و ظالم است او بصير است و به حسّى بر نيايد وصف او * بر زبان و بر لب و حنجر نيايد وصف او روى فضل و بذل و احسان راحم است و مهربان * ليك اين مهر و ترحّم را ز دلسوزى مدان ( 4 ) روىها در پيشگاه او زبون و خاضعند * ( جملگى مقهور اويند و ذليل و خاشعند )
هامش
( 1 ) چسبيدن ( 2 ) وصف شده ( 3 ) نصف راه