( فترتى كه در زمان جاهليّت اوج داشت * جهل و نادانى در آن بحر مشوّش ، موج داشت )
گر شما را باز گردد شيوهء پيغمبرى * باز مىيابيد آسان راه و رسم رهبرى
نيست بر من نيز غير از سعى و كوشش در صلاح * تا كشم پاى شما را از تباهى بر صلاح
( مىدرخشد آن زمان شمس هدايت بر شما * هست بعد از اينهمه زشتى ، سعادت بر شما )
( كارهاى زشتتان در عهد بوبكر و عمر * يا كه عثمان جملگى در ذهن هست و در نظر )
گر تمايل بهر كشف آن جرائم داشتم * مىنمود ، ليك روى مصلحت ، بگذاشتم
( چشم پوشى كردم و بر عفو كردم اهتمام * تا عمل كردم حديث عفو بهتر كانتقام )
آنچه رفته سستى و زشتى و اهمال « 1 » از شما * گر انابت بودتان باشد توجّه از خدا
يا على بر قوم غافل خير خواهى لازم است * قدرى از آن خير خواهى هم ( بناهى ) لازم است
و عليك الفضل الصلواة يا امير المؤمنين پايان خطبهء 177
هامش
( 1 ) مهمل بودن