تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 635

مساهمون:

ص٦٣٥

خطبهء 179 ( از سخنان آنحضرت در رابطه با سرزنش به اصحاب خود )

احمد اللّه على ما قضى من أمر . . . خدا را سپاس مىگذارم بر امرى كه واجب و لازم نموده .
( 1 ) مر خدا را شكر بىحدّ و سپاس بىكران * زانكه امرى را بما واجب نمود و حكم آن يا كه فعلى را براى ما مقدّر كرده است * ( يا حقوقى را كه بر انسان مقرّر كرده است ) حمد بر اين كه شما را مىنمايم آزمون * ليك هستيد از ره عصيان ز امر من برون دعوتم را در صلاحيّت پذيرا نيستيد * ( وقت جنگ و پيشتازى جاى خود مىايستيد ) گر شما را مهلتى بود و فراغت از قتال * مىرويد آنگه سوى بيهوده گوئى بىخيال ور شما را جنگ پيش آيد هراسان مىشويد * طىّ ضعف و تنبلى از ترس پنهان مىشويد و ان كسانرا كه به يارى كرده بر من اجتماع * سرزنش‌ها كرده آورديد سوى امتناع گر زناچارى بجنگ آئيد و روى اضطرار * در نهايت قهقرا را مىنماييد اختيار گر چه جمله مردمى هستيد سست و بىثبات * ( ليك مىگويم شما را پند روى التفات ) ( 2 ) دشمن دين شما پست است حتّى بىپدر * ( در وجودش نيست آثار ترحّم در نظر ) با چنين وضعى چه تأخير است و سستى در شما * بهر اخذ حقّ نان اى كوفيان بىوفا مرگ يا ذلّت شما را و اصل آيد بىدريغ * حال‌تان را بر حضيض « 1 » آرد بخوارى از ستيغ ( 3 ) مر خدا را مىخورم سوگند جدّى با اميد * آن زمانكه عاجلانه پيك مرگم در رسيد تا جدائى افكند بين شما و بين من * وه كه بودم بين‌تان در انزوائى از محن آن گهى بينى كه آهنگ جدائى خوانده‌ام * حال آنكه با شما يك عمر تنها مانده‌ام جز دوروئى از شما هيچى نباشد باورم * گر بدين سان رفته باشم كو نصير و ياورم
هامش
( 1 ) مقابل اوج