تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 614

مساهمون:

ص٦١٤
( 8 ) با خبر باشيد و آگه اى گروه شيعيان * آنچنان كه مىنمائيد آرزوى اين جهان مر شما را نيست دار مستقرّ و جاودان * همچنانكه مىنباشيد آفريده بهر آن او شما را مىكند مغضوب و مرضى « 1 » گاهگاه * توامان باشد مر او را خشم و شادى در نگاه منزل و مأوا نمىباشد براى ساكنين * ( تا كه ايشان را بگيرد در پناهش آمنين ) ( 9 ) مر شما را اين جهان باقى نخواهد ماند الا « 2 » * همچنانكه بهر او باقى نمانيد هكذا گر شما را داده آن با رنگهاى خود فريب * بهر ارعاب « 3 » از خشونتهاى خود هم زد نهيب « 4 » پس رها سازيد او را با هزاران رنگ و بو * بر شرارتهاى او كه لقمه بندد در گلو در دل اطماع « 5 » آن كابوس وحشت خفته است * ( راه را سوى ميادين « 6 » عقوبت رفته است ) سبقت آريد آن مكانى كه شما را خوانده‌ايد * منصرف باشيد ز آنجا كه شما را رانده‌اند ( 10 ) گر كسى را رفته در دنيا ، ز دستش مايه‌اى * مىنشايد كه نمايد چون كنيزان ناله‌اى از خدا اتمام نعمت را طلب داريد و بس * در شكيبائى بطاعت ، در تسلّط بر هوس ( 11 ) در اموريكه بحفظ آن تعهّد داده‌ايد * ( يا بفرمانى كه بر آن از الست آماده‌ايد ) ( 12 ) گر شما را پايهء دين محكم است و پايدار * بر شما نقصان اين دنيا نبخشد انكسار ( 13 ) ور شود دين و ديانت در مفاسد غوطه‌ور * چيزى از دنيا نخواهد شد شما را دادگر سوى حق معطوف دارد قلبمان قلب‌تان * از طريق لطف ربّانى خداى مهربان بهرمان اعطا كند صبر ثلاثه ، بهرتان * ( جرم‌مان ناديده گيرد در سراى جاودان ) چشم ( ناهى ) را اگر باشد ز كفش تو غبار * يا على ( ع ) تا روز محشر مىنمايد افتخار
پايان خطبهء 172
هامش
( 1 ) راضى شده ( 2 ) آگاه باشيد ( 3 ) ترسانيدن ( 4 ) بانگ ( 5 ) بطمع انداختن ( 6 ) ميدانها