( 8 ) با خبر باشيد و آگه اى گروه شيعيان * آنچنان كه مىنمائيد آرزوى اين جهان
مر شما را نيست دار مستقرّ و جاودان * همچنانكه مىنباشيد آفريده بهر آن
او شما را مىكند مغضوب و مرضى « 1 » گاهگاه * توامان باشد مر او را خشم و شادى در نگاه
منزل و مأوا نمىباشد براى ساكنين * ( تا كه ايشان را بگيرد در پناهش آمنين )
( 9 ) مر شما را اين جهان باقى نخواهد ماند الا « 2 » * همچنانكه بهر او باقى نمانيد هكذا
گر شما را داده آن با رنگهاى خود فريب * بهر ارعاب « 3 » از خشونتهاى خود هم زد نهيب « 4 »
پس رها سازيد او را با هزاران رنگ و بو * بر شرارتهاى او كه لقمه بندد در گلو
در دل اطماع « 5 » آن كابوس وحشت خفته است * ( راه را سوى ميادين « 6 » عقوبت رفته است )
سبقت آريد آن مكانى كه شما را خواندهايد * منصرف باشيد ز آنجا كه شما را راندهاند
( 10 ) گر كسى را رفته در دنيا ، ز دستش مايهاى * مىنشايد كه نمايد چون كنيزان نالهاى
از خدا اتمام نعمت را طلب داريد و بس * در شكيبائى بطاعت ، در تسلّط بر هوس
( 11 ) در اموريكه بحفظ آن تعهّد دادهايد * ( يا بفرمانى كه بر آن از الست آمادهايد )
( 12 ) گر شما را پايهء دين محكم است و پايدار * بر شما نقصان اين دنيا نبخشد انكسار
( 13 ) ور شود دين و ديانت در مفاسد غوطهور * چيزى از دنيا نخواهد شد شما را دادگر
سوى حق معطوف دارد قلبمان قلبتان * از طريق لطف ربّانى خداى مهربان
بهرمان اعطا كند صبر ثلاثه ، بهرتان * ( جرممان ناديده گيرد در سراى جاودان )
چشم ( ناهى ) را اگر باشد ز كفش تو غبار * يا على ( ع ) تا روز محشر مىنمايد افتخار
پايان خطبهء 172
هامش
( 1 ) راضى شده
( 2 ) آگاه باشيد
( 3 ) ترسانيدن
( 4 ) بانگ
( 5 ) بطمع انداختن
( 6 ) ميدانها