تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 612

مساهمون:

ص٦١٢
امام عليه السّلام از روى مماشات « 1 » به بطلان منطق‌شان اشاره كرده چنين مىفرمايد .
( 3 ) پس قسم باشد بجانم از طريق اعتقاد * اينكه مردم اجتماع يابند يك جا از بلاد بعد از آن صورت پذيرد امر بيعت بىزوال * اينكه خود امريست در حدّ فكاهى « 2 » يا محال ( چونكه ممكن نيست در بيعت حضور كلّ ناس * بايد آگاهان دهند آن را بمردم انعكاس ) بر نگردد شاهد « 3 » از آنچه تقبّل داشته * بهر بيعت دست تأييد و توسّل داشته وانكه غائب بوده و دارد ز غيبت اعتذار * وى نبايستى نمايد ديگرى را اختيار ( آنچه را كه صحّتش را عقل امضا مىكند * اين درستى را مخالف حذف و امحاء مىكند ) ( 4 ) من هميشه در سياست جنگ دارم با دو كس * همچنين اخطار كافى مر شما را بود و بس اوّلى آن كس كه در او نيست چيزى در نهاد * معضلى را مىپذيرد ليك گويد هر چه باد دوّمى آن كه نمايد از تعهّد انصراف * خويشتن بر نقض پيمانش نمايد اعتراف ( اوّلى همچون معاويّه ظلوم و فتنه‌گر * دوّمى مانند طلحه يا زبير و يا دگر
اوصيكم عباد اللّه بتقوى اللّه . . . اى بندگان خدا شما را بتقوا و ترس از خدا سفارش مىنمايم
( 5 ) من شما را سوى تقوا رهنمائى مىكنم * ( در حقيقت از شما آفت زدائى مىكنم ) چونكه خلق آن را به يكديگر سفارش مىكنند * ( در وصيّت نامه‌ها ثبت و نگارش مىكنند ) كارها را گر بود با آن شروع و اختتام * ( با مراد اهل دل هرگز نباشد ناتمام ) ( 6 ) بين‌تان با اهل قبله افتراق آغاز شد * در ميان دروازهء جنگ و خشونت باز شد ( اهل قبله آن مسلمانان بود كه در نظر * قبله دارند و ندارند اعتقاد معتبر ) حامل اين نوع بيرق « 4 » مرد بينا بايدى * بر مصيبت صابر و بر حقّ دانا بايدى
هامش
( 1 ) مدارا كردن ( 2 ) خنديدنى ( 3 ) حاضر در بيعت ( 4 ) درفش و پرچم
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 612 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى