خطبهء 172 ( در مدح پيمبر اكرم ( ص ) و اشاره بوظايف امامت و ترغيب بپرهيزگارى و مذمّت از دنيا ) ( امين وحيه و خاتم رسله و بشير رحمته )
( 1 ) او امين وحى بود و خاتم پيغمبران * رحمت جاويد يزدان بهر ايمان آوران
رهنمون نسل انسان بر جوار ايزدى * همچو ترسانندهء آنها زنار سرمدى
( 2 ) آن كسى بهر خلافت مستعدّ و لايق است * كز جهات علم و تدبير و سياست فائق است
گر كسى در مسند خود فتنهاى بر پا نمود * بايد او را كرد بر برگشت و توبه وانمود
ورابا « 1 » كرد و مشخّص شد كه مر شاغب « 2 » است * گر تذكّر بر قبولش نيست قتلش واجب است )
( پس كسى كه اين صفتها نيست در او مجتمع * بايدى بر خود بگيرد وضع و حال ممتنع )
حالا نظر معاويه در مورد مخالفت با على عليه السلام
( او دليل پوچ و واهى گفت بين عاميان * در ميان پيروان خويش يعنى شاميان
روز بيعت چون مرا در جمع مردم غيبت است * بعد از اينم با على ديگر چه جاى بيعت است )
( اينك بيعت در ديدگاه طلحه و زبير دو مخالف سر سخت على ( ع ) )
ما كه خود در اين قضيّه نقض پيمان كردهايم * نفس خود را از همين بيعت پشيمان كردهايم
هامش
( 1 ) امتناع كردن
( 2 ) فتنه برانگيز