خطبهء 171 در بعضى از صفات خداوند سبحان
- الحمد للّه الّذى لا توارى عنه سماء سماء .
( 1 ) حمد باشد مر خدا را جاودان و بىشمار * مستعان عالم و آدم يگانه كردگار
آن خدائى كه نپوشانيد از وى آسمان * آسمان ديگرى را تا دل هفت آسمان
هم نپوشانيد از وى از زمينى اين زمين * ( روى ترتيب سلاسل تا زمين هفتمين )
غير از اين گر بود ، علمش داشت وج انحصار * در چنين صورت نمىشد با الوهت سازگار
( طبق وحى آسمانى ضمن سوره شصت و پنج * هفت باشد اينزمين ، بر هوشيار نكته سنج ) « 1 »
( مىنمايد آيه بر اين نوع خلقت استناد * تا مسلمان را بيفزايد يقين و اعتماد )
قسمتى از همين خطبه است در گفتگوى آنحضرت با يكى از اهل شورا كه عمر دستور تشكيل آن را بعد از خود داده بود .
( 2 ) سعد فرزند ابى وقّاص مرد ناسپاس * گفت بر من حرف نامأنوس و قول بىاساس
كاى على هستى خلافت را حريص و آزمند * ( در قفا مىبست بر من افترا و كذب چند )
پس به دو گفتم ز روى عمد و توام با قسم * من كجا در آزمندى مر شما را مىرسم
حال انكه در لياقت از شما بالاترم * در قرابت با پيمبر از شما والاترم
روى استحقاق فطرى حقّ خود را طالبم * ( آنچه را كه داده بر من كردگار غالبم )
وه كه ما بين من و حقّم شكاف انداختيد * وقت احقاق و طلبكارى برايم تاختيد
( 3 ) چون ميان حاضرين برهان بگوشش كوفتم * ( با دليل آتشين نار سخن افروختم )
هامش
( 1 ) سورهء طلاق ، آيهء 12