تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦

خطبهء 170 از سخنان آنحضرت است هنگام روبرو شدن ( جنگيدن ) با مردم شام در صفّين

( 1 ) اى خداى سقف مرفوع ، اى خداى آسمان * اى خداى جوّ مكفوف « 1 » ، اى خداى انس و جانّ آفريدى جوّ را جاى گذشت روز و شب * آسمان را بهر انجم جاى گشت و منقلب « 2 » ساكنانش را گروهى از ملائك ساختى * ( جملگى را تا ابد بر نفس مالك ساختى ) در عبادت بهر ايشان نيست جاى خستگى * بر الوهت بندگى دارند با پيوستگى ( 2 ) آنچنان پروردگاريكه زمين را بر انام * مهد عشرت خلق كرد و گشتگاهى بر هوامّ « 3 » چارپايان در سطوحش با فراغت مىچرند * ( صنف مرغان در فضايش با جماعت مىپرند ) جاى موجودات ريزى كه نيايد بر شمار * بعضشان مشهود و بعضىها ز رؤيت بر كنار
( كوه يعنى بديعه‌اى استوار شاهد عظمت پروردگار )
( 3 ) همچنان پروردگار كوههاى استوار * كوههائى كه زمين را ميخ باشد پايدار كوههائى كه بخلق اوست جاى اعتماد * جاى استخراج معدن جاى زرع و احتصاد « 4 » ( بارالها گر مرا گوئى چه خواهى خواستن با كمال عاجزانه بر تو گويم اين سخن ) * گر مسلّط ساختى ما را بخصم نابكار ظالم بدكيش را از حلقهء ما دور دار * ( از طريق مرحمت ما را بفرما رستگار ) در مسير حق شناسى و سعادت استوار * ور بخواهى جور و استيلاى خصم كينه‌توز روى ما آنگاه مصباح شهادت بر فروز
هامش
( 1 ) نگهداشته شده ( 2 ) گردشگاه و دگرگونىگاه ( 3 ) جمع هامه حشرات گزنده ( 4 ) درو كردن