خطبهء 165
حضرت ، اين خطبه را بعنوان پند و اندرز به اصحابش فرموده است ليتأسّ صغيركم بكبيركم و ليرأف كبيركم بصغيركم و لا تكونوا كجفاة الجاهلية لا فى الدّين يتفقّهون و لا عن اللّه يعقلون كقيض بيض فى اداح يكون كسرها وزرا و يخرج حضانها شرّا .
( 1 ) كوچگان بايد بزرگان را تأسّى « 1 » آورند * ( تا بدينسان پيروى را در تجلّى آورند )
از بزرگان نيز ايشان را محبّت بايدى * ( پاى همّت در امور و دست رأفت بايدى )
پس نباشيد همچو اشرار جهالت در جهان * ( تا نماند نامتان در ظلم ، ورد هر زبان )
آن سيهبختان نه در دين كنجگاوى داشتند * ( نى براى زاد و توشه ظرف حاوى داشتند )
( در درون ، انديشهء فخر و تكاثر « 2 » داشتند ) * واژهء ايزد شناسى را فرو بگذراشتند
( جملهء آن تيرهبختان در مثال و اصطلاح ) * همچنان باشد كه گوئى قيض بض فى اداح
يا بسان تخم مرغان در كنار ريكزار * ( يا درون آشيان در لاى سنگ كوهسار )
( محتواى اين حقيقت نيست بر ما آشكار * كاندران تخم شتر مرغ است يا كه تخم مار )
گر شكستى بعد از آن ديدى كه تخم مار نيست * جرم اين اهمال « 3 » و تقصير و خيانت مال كيست
ور رها كردى و افعى سركشيد از آن برون * اين حضانت « 4 » باعث شرّ است در تخم اندرون
( قصّهء اين ظالمان جاهليّت هر زمان * قصّهء تخم شتر مرغ است و افعى اى فلان )
( گر مخالف بوده باشى با مرام اين گروه * جنگ و خونريزى به پا دارند و فتنه كوه كوه )
( ور مدارا در ميان صورت پذيرد وانگهى * ختم گردد در نتيجه بر فساد و گمرهى
هامش
( 1 ) الگو و پيروى
( 2 ) زياده طلب و كثرت خواهى
( 3 ) سستى
( 4 ) نگهدارى