تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦
افترقوا بهد الفتهم و تشتّتوا عن اصلهم . . . در خبر دادن به اجتماع مسلمانان بعد از پراكندگيشان از هم ، و از بين بردن بنى اميّه و سرزنش به اصحابش
( 3 ) مسلمين را بعد از الفت تند باد افتراق * در تهاجم جملگى را سست سازد از وثاق با تشتّت جملگى باشند زار و بىنوا * با اصول دين نمىباشند همچون آشنا بعضى از ايشان نمايند از ائمّه پيروى * ( تا مصون مانند از هر گمرهى و كجروى ) تا كه ايشان را خدا يك جا نمايد متّحد * ( بهر توبيخ شهان و حاكمان مستبد ) متّحد گردند چون در فصل پائيز ابرو ميغ * ( تا فرود آرند شاهان را به پستى از ستيع ) انقراض دولت آل اميّه در جهان * با چنين شوريدگان معدوم گردد بىامان ( 4 ) بين‌شان سازد خداوند انس و الفت برقرار * تا بيابند همچو ابر آسمانى انكثار « 1 » بعد درهائى گشايد روى آنها از عدم * جملگى را غرق گرداند به بحرى از كرم در قيامى متّحد گردند با هم يكنواخت * سيل‌وار آرند اصحاب سبا را موج تاخت خشمناك و تند و بىوقفه چو سيل جنّتين * ( در مسيلى پهن و گسترده بدون وقت و حين ) پشته‌اى از آن نمىماند بجايش پايدار * ارضى از آن سالم و جاى بلندى برقرار پيش آنها سد نمىگيرند قومى هيچگاه * مىنبندد برّ و بحر و كوه بر آن قوم راه
« امدادهاى غيبى خداوند در مورد اين قوم گسترش مىيابد »
( 5 ) پس خدا از بهرشان امداد و يارى مىكند * همچو چشمه در زمين جوشان و جارى مىكند در ميان درّه‌ها سكنى و تمكين مىدهد * ( دردها را با همين افراد تسكين مىدهد ) مىگمارد پاره‌اى را در قبال پاره‌اى * ( تا نماند هيچ بر آل اميّه چاره‌اى ) ( 6 ) بر خدا سوگند آنچه در تصرّف داشتند * ذوب خواهد گشت و آن چه بهر خود انباشتند مثل ذوب دنبه در بالاى شعله در اجاق * اين مثل با محو آنها آنها داشت وجه انطباق
هامش
( 1 ) كثرت