تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 592

مساهمون:

ص٥٩٢
هر زبان از وصف اين موجود كوچك الكن « 1 » است * طاير وهم ، اندرين پرواز ، سست و اهون « 2 » است ( 18 ) پس منزّه باد ، آن كه غالب آمد هر زمان * بر عقول و وهمها در وصف مرغى بىزبان از بيان آن ، زبانها را نموده ناتوان * آنچنانكه او بيانها را نموده ، ناتوان حال آنكه درك مىگردد به ظاهر در عيون * ( صاحب اعضاى بيرون يا جوارح اندرون ) رنگ و صبّاغى شده محدود گشته ، نوظهور * ( يك بديعه يك پديده يك نمونه از طيور ) ( 19 ) باز تنزيهم « 3 » بر آن پروردگار بردبار * پاى مور و پشّه را زانجا كه كرده استوار همچنان بالاتر از آن پاى طوطى يازغن * پيل و ماهى و شتر يا ببر و شير و كرگدن ( 20 ) باز تسبيحم به آن پروردگار انس و جان * ( آن كه بخشيده بپيكرها توان و روح و جان ) بهر خود واجب نموده در مشيّت آن وحيد * آنچه را كه خلق كرد و روح و جانش هم دميد آن نجنبد جز كه مأمورين مرگش در كنار * عمر او محدود و در انجام و فرجام است كار ( اينكه موجودى نباشد كه بمرگش نسپرند * بلكه آن را طوعا و كرها ز دنيا مىبرند )
فلو رميت ببصر قلبك نحو ما يوصف لك منها . . . ) اگر آنچه در بهشت است به چشم دل بينى هر آينه از زيبائىهاى دنيا ديده فروبندى :
( 21 ) گر به چشم دل ببينى هر چه گويند از بهشت * بر حقيقت رهنمون باشى مسير سرنوشت نفس تو با كلّ محنت‌ها صبورى مىكند * از خوشىهاى جهان همواره دورى مىكند گر بعقل اندر نشانى جاى خود را بر بهشت * حسرت آرى كه همى باشد نصيبت در بهشت ( 22 ) از صداى بهجت‌انگيز نواى برگ‌ها * از شكوه غنچه‌ها و شاخه‌هاى برگ‌ها از عبير گلستان و جلوه‌هاى سبزه‌زار * از درختان مصفّا و صفاى شاخسار آن درختانى كه روئيده كنار جويبار * ريشهء آنها درون تلّ مشكى ، برقرار
هامش
( 1 ) لال ( 2 ) ناتوان ( 3 ) ستودن
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 592 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى