استخوان و مفصل آنها درون لحم و پوست * از لحاظ شيوهء تركيب و تكوين ، بس نكوست
مرغ سنگين وزن را از طير آسان منع كرد * ( و آن دگر را آفريده بر نقاط گرم و سرد )
( 4 ) خلق كرده جمله را با اختلاف رنگ پر * با وجود عزّت و قدرت خداى دادگر
بعضشان در قالب رنگيست مصبوغ « 1 » آنچنان * كاختلاط رنگ ديگر را نباشد با همان
بعضشان دارند رنگى بر خلاف آن دگر * يا كه رنگ گردن آنها به غير از رنگ پر
( برخى از آنها ملوّن بر دو رنگ و چند رنگ * رنگها از هم جدا داراى طوقى بس قشنگ )
( همچو سهره در گلستان يا كه بلبل در چمن * آفريده جملگى را كردگار جان و تن )
و من اعجبها الطّاووس الذّى اقامه فى احكم تعديل . . . از شگفتترين مرغها طاووس است كه خداوند آن را در استوارترين ميزان آفريده است .
( 5 ) آفرينش را يكى طاووس باشد ، بست عجب * آنكه معروف است در خلقت بسان مرغ شب
آفريده خالق عالم بحسن اعتدال * داده او را زينت اندام و زيبا پرّ و بال
بال زيبائى كه ببخش متّصل بر استخوان * با دمى كه كرده افزون ، امتداد و طول آن
( 6 ) وانگهى كه جانب طاووس ماده مىرود * با كمال شهوت و ميل و اراده مىرود
مىگشايد پيچى دم را ز روى اشتياق * مىكشد بالاى سر مانند طارم ، مثل طاق
آن زمان كه مىگشايد دم بسان سايهبان * مثل اينكه كشتى دارى « 2 » گشاده بادبان
گو كه كشتيبان همى جنباند آن را دمبدم * مىتكاند ماهرانه ، روى رغبت هر قدم
فخر مىورزد برنگ بالهايش روى ناز * مىخرامد بر دم خود از جهات امتياز
سوى ماده مىرود تند و شتابان چون خروس * آنچنانكه مرد شهوتران شتابد بر عروس
در اينجا امام عليه السّلام در ابطال گفتار كسى كه گمان مىنمايد كه جماع طاووس
هامش
( 1 ) رنگرزى شده
( 2 ) كشتى دارىّ و آن جزيرهاى بوده از شهرهاى بحرين