اين چنين فرمود آن مولاى و الا حضرتم * يا على بر فتنه مىافتند بعدم امّتم
( فتنهايكه امّتم گردد بدام آن دچار * باشد آن انديشههاى نادرست و نابكار )
پس به آن حضرت ( ص ) گفتم يا رسول اللّه
( 14 ) آنگهى كه يافتند اجر شهادت در احد * كثرتى از مسلمين ليكن براى من نشد
ناگزير اين نامرادى شد براى من گران * در قبال آن بفرمودى برايم اين بيان
مژده باشد مر ترا فيض شهادت يا على * اين شهادت ليك بعدا بر تو خواهد شد ولى
پس رسول خدا در جوابم گفت
اينكه گفتنى صحّت آن روشن است و بر ملا * پس چگونه در شهادت صبر خواهد شد ترا
آنگاه گفتم يا رسول اللّه ( ص )
اين شهادت را نباشد جاى صبر و اضطرار * بلكه جاى شكر باشد بر مقام كردگار
( گر بود در متن قاموس شهادت نام من * در مناى عشق جانانه پر آيد جام من )
پس آن حضرت ( ص ) برايم فرمود
( 15 ) در قبالم قوم من بر فتنه افتند آشكار * از جهات تكيه بر آنچه نباشد پايدار
از لحاظ اخذ نامشروع و كسب ناحلال * از طريق صرف آن در غير راه اعتدال
دين آنها مايهء منّت به يزدان مىشود * ( گو كه بنيان ديانت سست و ويران مىشود )
رحمت و فيض خدا را مىنمايند آرزو * مىنپندارند خود را با عقابش روبرو
در پى آمال پوچ و شبهههاى ناروا * بر حلال و بر حرام دين ندارند اعتناء
زين جهت از خمر آنگه كه برغبت مىخورند * با نبيذ و آب انگورش بيك جا مىبرند
رشوه را با نام تحفه يا بجاى ارمغان * از ربا عنوان بيع آرند ، ايشان در ميان
( 16 ) پس بگفتم يا محمّد ( ص ) اى رسول مستطاب * در مراتب قوم حاضر را چه گيرم در حساب ؟
در رديف فتنه گيران ، يا رديف كافران * ( ناهيا ) فرمود ، صنف فتنه گيران مىبدان
پايان خطبهء 155