اعتصام و چنگ بر اين ريسمان استوار * مىشود كافى شما را سوى نور آشكار
( چونكه قرآن مايهء تحكيم دلها با خداست * آلت ايصال « 1 » بنده با حريم كبرياست )
بر جهالتهاى اعصار و قلوب دردمند * بهترين داروى شافى و دواى سودمند
تشنگان علم را سيراب كرد و بهرهور * آنكه بر او چنگ زد محفوظ گرديد از خطر
گشته آزاد آن كسى كه دامنش آويخته * ( درّ اشك از ديدهء خود روى دامن ريخته )
( 11 ) نيست در بنيان و اصلش اعوجاج و اختلاف * برنگشته از حقيقت بر مسير انحراف
كثرت گفتن نمىبخشد برايش كهنگى * كثرت آن در شنيدن هم ندارد خستگى
( مندرس گرديد با تكرار افزون هر سخن * ليك قرآن را نباشد با هزاران انجمن )
( 12 ) هر كسى آن را بگويد ، راست گو و صادق است * و آن كه از آن پيروى دارد هميشه فائق « 2 » است
( چون خلاف واقعيّت ، بوده از آن بر كنار * هر كسى را واقعيّت هست باشد رستگار )
و قام اليه رجل و قال اخبرنا عن الفتنة . . . مردى بين سخنان امام عليه السّلام بلند شد و گفت يا على ما را از فتنه آگاه ساز
بين ايراد سخن مردى به پا شد در ميان * گفت اى مولا خبر مىگو ز فتنه بهرمان
پس چگونه از رسول ما نمودى اين سؤال * ( يا چگونه آمده در متن و معنى اين مقال )
پس على عليه السّلام در پاسخ چنين فرمود :
( 13 ) آنزمانكه كرد نازل كردگار لا يفوت * ابتداى سوره از قران بنام عنكبوت
از ( الف لام ميم ) الى تا آخرش لا يفتنون * معنى آن در خصوص امتحان و آزمون
آن گهى دانستمى كه تا پيمبر ( ص ) بين ماست * فتنهء مضمون اين آيه ز جان ما جداست
بر پيمبر ( ص ) گفتم آخر آن مطاع كائنات * چيست آن فتنه كه فرموده خداى ممكنان
هامش
( 1 ) رسيدن
( 2 ) برتر